لئون کامین، روانشناس آمریکایی، با نظریههای خود در زمینه یادگیری و شرطیسازی به ویژه در مورد پدیدههای یادگیری و تأثیرات آن بر رفتار شناخته شده است. او به طور خاص بر روی مفهوم "غلبه" و "وقفه" در یادگیری کار کرده است.
نظریه غلبه (Overcoming Theory)
کامین نظریه غلبه را به عنوان یک فرآیند توضیح میدهد که در آن یک محرک خاص میتواند بر سایر محرکها غلبه پیدا کند. این غلبه زمانی اتفاق میافتد که یک جزء محرک خاص از نظر شدت یا ویژگیهای جلب توجه، قویتر از دیگر محرکها باشد. به عبارت دیگر، اگر یک محرک خاص دارای ویژگیهای شگفتانگیز یا جذاب باشد، احتمال بیشتری دارد که بر رفتار فرد تأثیر بگذارد و یادگیری را تسهیل کند.
تعریف و مفهوم
غلبه به پدیدهای اشاره دارد که در آن یک جزء خاص از محرکهای ترکیبی بر دیگر اجزای آن محرک غالب میشود. این پدیده زمانی رخ میدهد که یکی از عناصر محرک، به دلیل ویژگیهای خاص خود مانند شدت یا جذابیت، توجه بیشتری را جلب کند و در نتیجه، یادگیری و شرطیسازی بیشتری را تسهیل نماید.
عملکرد
در شرایطی که چندین محرک به طور همزمان ارائه میشوند، اگر یکی از آنها قویتر یا شگفتانگیزتر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که ارگانیسم نسبت به آن پاسخ دهد. این پدیده به نوعی نشاندهنده این است که نه تنها وجود محرکها بلکه ویژگیهای خاص آنها نیز در یادگیری مؤثر است.
اهمیت نظری
غلبه اهمیت زیادی در تبیین رفتارهای شرطی دارد زیرا نشان میدهد که چگونه یک محرک خاص میتواند بر دیگر محرکها تأثیر بگذارد و یادگیری را تحت تأثیر قرار دهد. این مفهوم به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا برخی از تجربیات یادگیری نسبت به دیگران بیشتر ماندگار میشوند.
پدیده وقفه (Blocking Phenomenon)
کامین همچنین بر روی پدیده وقفه تمرکز کرده است که به معنای ممانعت از یادگیری جدید در حضور یادگیریهای قبلی است. این پدیده نشان میدهد که اگر یک ارگانیسم قبلاً با یک محرک خاص شرطی شده باشد، ممکن است نتواند به راحتی با محرک جدیدی که همزمان ارائه میشود، شرطی شود. این امر به دلیل وجود ارتباط قوی بین محرک قبلی و پاسخهای یادگرفته شده است.
تعریف و مفهوم
پدیده وقفه به معنای ممانعت از یادگیری جدید در حضور یادگیریهای قبلی است. زمانی که یک ارگانیسم قبلاً با یک محرک خاص شرطی شده باشد، ممکن است نتواند به راحتی با محرک جدیدی که همزمان ارائه میشود، شرطی شود. این پدیده نشاندهنده این است که یادگیریهای قبلی میتوانند مانع از یادگیریهای جدید شوند.
عملکرد
در آزمایشات انجام شده توسط کامین، موشها تحت برنامه تقویت غذایی قرار گرفتند و سپس یک محرک جدید (مانند صدا) به همراه شوک الکتریکی ارائه شد. اگر موشها قبلاً با یک محرک دیگر شرطی شده بودند، ممکن بود با شنیدن صدای جدید، پاسخ ندهند و در واقع یک منع شرکتی را تجربه کنند. این نشاندهنده این است که یادگیریهای قبلی ممکن است مانع از ایجاد ارتباط جدید شوند.
اهمیت نظری
پدیده وقفه بر اهمیت تاریخچه یادگیری تأکید دارد و نشان میدهد که چگونه تجربیات گذشته میتوانند بر توانایی ما برای یادگیری چیزهای جدید تأثیر بگذارند. این مفهوم همچنین در تبیین رفتارهای پیچیدهتر و تعاملات بین محرکها و پاسخها کاربرد دارد.
نتیجهگیری
نظریه غلبه و پدیده وقفه هر دو به ما کمک میکنند تا درک عمیقتری از فرآیندهای یادگیری داشته باشیم. این نظریهها بر اهمیت ویژگیهای محرکها و تأثیرات آنها بر رفتار تأکید دارند و به ما امکان میدهند تا روابط پیچیده بین تجربیات گذشته و یادگیریهای جدید را بهتر بفهمیم.