نظریه سیستمهای پویا (Dynamic Systems Theory یا DST) یک چارچوب نظری است که برای توضیح رشد شناختی، حرکتی و رفتاری انسان به کار میرود. این نظریه از مفاهیم علوم پیچیدگی و سیستمهای پویا الهام گرفته شده و بر این ایده استوار است که رشد، نتیجه تعاملات مداوم و غیرخطی بین اجزای مختلف یک سیستم (مانند مغز، بدن و محیط) است. برخلاف نظریههای سنتی مانند نظریه مراحل پیاژه که رشد را به صورت خطی و مرحلهای میبیند، DST رشد را فرآیندی پویا، خودسازماندهنده و وابسته به زمینه (context-dependent) توصیف میکند.
اصول کلیدی نظریه سیستمهای پویا
- خودسازماندهی (Self-Organization): تواناییهای شناختی و رفتاری از طریق تعاملات خودجوش بین اجزای سیستم (مانند نورونها، عضلات، و محرکهای محیطی) بدون نیاز به یک برنامهریزی یا دستورالعمل از پیش تعیینشده پدیدار میشوند. برای مثال، یادگیری راه رفتن نتیجه هماهنگی بین سیستم عصبی، قدرت عضلانی و بازخورد محیطی است.
- تعامل چندسطحی (Multilevel Interaction): رشد در سطوح مختلف (زیستی، روانشناختی، اجتماعی) به صورت همزمان رخ میدهد و هر سطح بر دیگری تأثیر میگذارد. مثلاً، رشد زبان تحت تأثیر ساختار مغز، تعاملات اجتماعی و فرهنگ است.
- حساسیت به شرایط اولیه (Sensitivity to Initial Conditions): تغییرات کوچک در شرایط اولیه (مانند کیفیت مراقبت در کودکی) میتوانند به تفاوتهای بزرگی در نتایج رشد منجر شوند.
- تغییر غیرخطی (Nonlinear Change): پیشرفت در رشد شناختی ممکن است ناگهانی یا ناپیوسته باشد، مانند جهش ناگهانی در درک مفاهیم انتزاعی پس از دورهای از تمرین و تجربه.