روابط رفتارها و پراکنش ها

دانستارها و آگهش های پژوهش های روان شناختی

روابط رفتارها و پراکنش ها

دانستارها و آگهش های پژوهش های روان شناختی

حرکت جوهری نظریه‌ای فلسفی است که توسط ملاصدرا، فیلسوف ایرانی، مطرح شده است. این نظریه بیان می‌کند که همه موجودها، نه تنها در ظاهر و ویژگی‌هایشان، بلکه در ذات و جوهر خود نیز در حال حرکت هستند. به زبان ساده‌تر، حرکت جوهری به معنای این است که هر چیزی که وجود دارد، پیوسته در حال تغییر و تحول است.

مفاهیم کلیدی حرکت جوهری

  1. جوهر و اعراض:

    • جوهر به معنای ذات و حقیقت یک شیء است که مستقل از دیگر چیزها وجود دارد.
    • اعراض ویژگی‌ها یا حالت‌های یک شیء هستند که برای وجود یافتن به جوهر نیاز دارند، مثل رنگ یا اندازه.
  2. حرکت:

    • حرکت به معنای تغییر تدریجی از حالت توانمند (potentially) به حالت کنشمند(activated) است. این بدان معناست که هر موجودی به مرور زمان تغییر می‌کند و این تغییرها نشان‌دهنده حرکت در ذات آن موجود است.

چرا حرکت جوهری مهم است؟

ملاصدرا بر این باور بود که اگر اعراض (ویژگی‌ها) یک شیء تغییر کنند، این تغییرها نشان‌دهنده حرکتی در جوهر آن شیء نیز هست. به عبارت دیگر، هر تغییری که در ویژگی‌های یک شیء رخ دهد، نشان‌دهنده این است که جوهر آن نیز در حال تغییر و تحول است.

نظریه رشد نظام مند یوری برونفن برنر، که به عنوان نظریه نظام‌های بوم‌شناختی نیز شناخته می‌شود، به بررسی تأثیرهای محیطی بر رشد و توسعه انسان می‌پردازد. برونفن برنر در این نظریه فرد را به عنوان بخشی از یک نظام پیچیده از روابط اجتماعی و محیطی در نظر می‌گیرد که چندین سطح از محیط اطراف بر او تأثیر می‌گذارند.

مفاهیم کلیدی نظریه برونفن برنر

۱. سطوح مختلف محیط

برونفن برنر محیط را به چندین سطح تقسیم می‌کند که هر کدام تأثیرهای خاص خود را دارند:

  • ریز نظام (Microsystem): این سطح شامل نزدیک‌ترین محیط فرد است، مانند خانواده، مدرسه و دوستان. روابط در این سطح دوجهتی هستند؛ به این معنا که نه تنها بزرگسالان بر رفتار کودکان تأثیر می‌گذارند، بلکه ویژگی‌های خود کودکان نیز بر رفتار بزرگسالان تأثیر دارد.

  • میان نظام (Mesosystem): این سطح به ارتباط‌ها بین ریز نظام‌ها اشاره دارد. برای مثال، ارتباط‌ها بین والدان و معلمان یا بین خانه و مدرسه.

  • برون نظام (Exosystem): این سطح شامل محیط‌هایی است که فرد در آن‌ها حضور ندارد، اما تأثیرهای آن‌ها بر زندگی او محسوس است. مثل سیاست‌های شغلی والدین یا شرایط اقتصادی جامعه.

  • کلان نظام (Macrosystem): این سطح شامل ارزش‌ها، قوانین، سنت‌ها و توانفزارهای فرهنگی است که بر رشد فرد تأثیر می‌گذارد. کلان نظام به نوعی زمینه‌ساز شرایط اجتماعی و فرهنگی است که فرد در آن زندگی می‌کند.

  • زمان نظام: بعد زمانی نظریه برونفن برنر است که به تغییرها و تحول های در طول زمان اشاره دارد. این بعد شامل رویدادهای زندگی و تغییرهای اجتماعی است که می‌توانند تأثیرهای عمیقی بر رشد فرد داشته باشند.

۲. تعامل‌های متقابل

برونفن برنر تأکید دارد که افراد نه تنها تحت تأثیر محیط قرار می‌گیرند، بلکه خود نیز تولیدکنندگان محیط خود هستند. این تعامل دو طرفه باعث شکل‌گیری فرآیندهای رشد پیچیده‌ای می‌شود که نمی‌توان آن‌ها را صرفاً به عوامل درونی یا محیطی نسبت داد.

۳. پویایی محیط

محیط در نظریه برونفن برنر یک نیروی ثابت نیست، بلکه پویا و متغیر است. تغییرهای در موقعیت‌ها و نقش‌ها می‌تواند تأثیرهای قابل توجهی بر ساختارهای مختلف محیط داشته باشد. برای مثال، ورود به مدرسه یا تغییر شغل والدان می‌تواند منجر به تغییرهایی در ریز نظام‌ها شود

استناد: عینی پور، جواد. (1403). نظریه برونفن برنر. بازیابی از: www.dreynypour.ir 

مفروضه‌های آزمون‌های آماری مقایسه‌ای شامل شرایطی هستند که باید قبل از استفاده از آزمون‌های مختلف، به ویژه آزمون‌های پارامتری، بررسی شوند. در ادامه، مفروضه‌های مربوط به آزمون‌های تک گروهی، دو گروهی و تحلیل واریانس (ANOVA) به تفکیک بررسی می‌شود.

1. آزمون t تک نمونه‌ای (One-Sample t-Test)

مفروضه‌ها

  • توزیع نرمال: داده‌ها باید از یک جمعیت با توزیع نرمال به دست آمده باشند. این فرض به ویژه برای نمونه‌های کوچک (کمتر از 30) اهمیت دارد.

  • استقلال مشاهدات: مشاهدات باید مستقل از یکدیگر باشند.

  • مقیاس اندازه‌گیری: متغیر وابسته باید در مقیاس فاصله‌ای یا نسبی اندازه‌گیری شده باشد.

2. آزمون t دو نمونه‌ای مستقل (Independent Two-Sample t-Test)

مفروضه‌ها

  • توزیع نرمال: هر دو گروه باید از جمعیت‌هایی با توزیع نرمال برخوردار باشند.

  • همگن بودن واریانس‌ها: واریانس‌های دو گروه باید برابر باشد. این فرض را می‌توان با استفاده از آزمون‌هایی مانند آزمون لوین بررسی کرد.

  • استقلال مشاهدات: مشاهدات در هر گروه باید مستقل از یکدیگر باشند.

  • مقیاس اندازه‌گیری: متغیر وابسته باید در مقیاس فاصله‌ای یا نسبی اندازه‌گیری شده باشد.

3. آزمون t وابسته (Paired Sample t-Test)

مفروضه‌ها

  • توزیع نرمال اختلاف‌ها: اختلاف بین دو گروه باید دارای توزیع نرمال باشد.

  • استقلال مشاهدات: مشاهدات در هر جفت باید مستقل از یکدیگر باشند.

  • مقیاس اندازه‌گیری: متغیر وابسته باید در مقیاس فاصله‌ای یا نسبی اندازه‌گیری شده باشد.

4. تحلیل واریانس (ANOVA)

مفروضه‌ها

  • توزیع نرمال: داده‌ها در هر گروه باید از توزیع نرمال پیروی کنند.

  • همگن بودن واریانس‌ها: واریانس‌های گروه‌های مختلف باید برابر باشد. این فرض را می‌توان با آزمون‌هایی مانند آزمون بارلت یا آزمون لوین بررسی کرد.

  • استقلال مشاهدات: مشاهدات در هر گروه باید مستقل از یکدیگر باشند.

  • مقیاس اندازه‌گیری: متغیر وابسته باید در مقیاس فاصله‌ای یا نسبی اندازه‌گیری شده باشد.

نظریه لوینسون یکی از نظریه‌های مهم در روانشناسی رشد است که به بررسی مراحل زندگی و تحولات روانی-اجتماعی افراد در دوران بزرگسالی می‌پردازد. دانیل لوینسون، روانشناس آمریکایی، این نظریه را در دهه 1970 بر اساس مطالعات خود بر روی مردان و زنان بزرگسال توسعه داد. او معتقد است که زندگی انسان شامل دوره‌های مختلفی است که هر کدام با چالش‌ها و تغییرات خاص خود همراه هستند.

مفاهیم کلیدی نظریه لوینسون

ساختار زندگی

ساختار زندگی به عنوان یک مفهوم کلیدی در نظریه لوینسون تعریف می‌شود. این ساختار شامل الگوهای اساسی زندگی فرد است که از روابط او با دیگران، گروه‌ها و نهادها تشکیل شده است. این روابط می‌توانند هم جنبه‌های بیرونی (مانند شغل و تعاملات اجتماعی) و هم جنبه‌های درونی (مانند ارزش‌ها و آرزوها) داشته باشند.

مراحل رشد

لوینسون رشد را به صورت زنجیره‌ای از مراحل در نظر می‌گیرد که هر مرحله به طور کیفی مجزا است. هر مرحله با یک دوره انتقال شروع می‌شود که حدود ۵ سال به طول می‌انجامد و فرد را برای مرحله بعدی آماده می‌کند. بین این انتقال‌ها، دوره‌های پایداری وجود دارد که معمولاً ۵ تا ۷ سال طول می‌کشد و در این دوره‌ها، افراد ساختار زندگی خود را تشکیل می‌دهند.

بحران میانسالی

لوینسون بر اهمیت بحران میانسالی تأکید دارد. او معتقد است که در سنین میانسالی، افراد با پرسش‌های جدیدی مواجه می‌شوند و ممکن است احساس ناکامی کنند. این بحران به دلیل مرور گذشته و توجه به فرصت‌های باقی‌مانده عمر ایجاد می‌شود. لوینسون همچنین اشاره می‌کند که افراد در این دوره ممکن است تغییرات عمده‌ای در زندگی خود ایجاد کنند، مانند تغییر شغل یا روابط زناشویی.

رویاها و مشاوران

در دوران انتقال اوایل بزرگسالی، جوانان معمولاً رویایی از خود در دنیای بزرگسالی ایجاد می‌کنند که تصمیم‌گیری‌های آن‌ها را هدایت می‌کند. این رویاها معمولاً با کمک مشاوران یا افرادی که تجربه بیشتری دارند، شکل می‌گیرند.

استناد: عینی پور، جواد. (1403). وبسایت دکتر جواد عینی پور. بازیابی از: www.dreynypour.ir  

نظریه هارتمن یکی از نظریه‌های مهم در روانکاوی است که به بررسی نقش ایگو (من) در سازش فرد با محیط می‌پردازد. هاینس هارتمن، روانکاو مشهور و پیرو فروید، تأکید دارد که ایگو نه تنها در برابر سائق‌ها و نیازهای نهاد (بن) عمل می‌کند، بلکه به عنوان یک واسطه بین این سائق‌ها و واقعیت نیز عمل می‌کند.

مفاهیم کلیدی نظریه هارتمن

ایگو و سازش با محیط

هارتمن بر این باور است که ایگو دارای دو بخش است:

  1. بخش تعارضی: این بخش به مدیریت تعارضات بین سائق‌ها و واقعیت می‌پردازد.

  2. بخش غیر تعارضی: این بخش به فعالیت‌های سازشی و ترکیبی مربوط می‌شود.

مراحل شکل‌گیری ساخت روانی

نظریه هارتمن شامل سه مرحله اصلی است:

  1. مرحله عدم تمایز: در این مرحله، نه ایگو وجود دارد و نه نهاد؛ بلکه عناصری از هر دو به تدریج شکل می‌گیرند.

  2. مرحله تشکیل موضوع: در این مرحله، کودک با اشیاء و افراد ارتباط برقرار کرده و یاد می‌گیرد که نیازهای خود را از طریق جایگزین‌ها ارضا کند.

  3. حرکت به سوی استقرار ایگو: در این مرحله، کودک یاد می‌گیرد که نیازهای خود را با توجه به واقعیت‌های محیطی مدیریت کند.

نقش ایگو

ایگو به عنوان یک مرکز فعالیت روانی مستقل از نهاد عمل می‌کند و انرژی آن خنثی است. هارتمن معتقد است که ایگو باید بتواند میان سائق‌ها و واقعیت تعادل برقرار کند تا فرد بتواند به طور مؤثری با محیط خود سازگار شود.

نظریه ملانی کلاین یکی از نظریه‌های مهم در روانکاوی و روانشناسی رشد است که به بررسی روابط اولیه فرد با اشیای مهم، به ویژه مادر، می‌پردازد. کلاین به عنوان یکی از بنیان‌گذاران نظریه روابط شی (Object Relations Theory) شناخته می‌شود و تأکید دارد که تجربیات اولیه کودک با مراقبان خود، به ویژه مادر، تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری شخصیت و روابط بین فردی در بزرگسالی دارد.

مفاهیم اصلی نظریه ملانی کلاین

روابط شی

کلاین معتقد است که روابط اولیه کودک با اشیای مهم، به ویژه مادر، الگوهایی را برای روابط آینده فرد ایجاد می‌کند. او دو سائق اصلی را در نظر می‌گیرد: غریزه زندگی و غریزه مرگ. این سائق‌ها بر تعاملات کودک با محیط اطرافش تأثیر می‌گذارند و به او کمک می‌کنند تا بین تجربیات خوب و بد تفکیک قائل شود.

مواضع پارانوئید-اسکیزوئید و افسردهوار

کلاین دو موضع اساسی را معرفی می‌کند:

  1. موضع پارانوئید-اسکیزوئید: در این مرحله، کودک احساسات خود را به دو دسته خوب و بد تقسیم می‌کند. این تقسیم‌بندی به او کمک می‌کند تا با اضطراب‌های ناشی از غریزه مرگ مقابله کند.

  2. موضع افسردهوار: این موضع بعد از تجربه‌های مثبت و رشد سالم شکل می‌گیرد و به کودک کمک می‌کند تا احساسات خود را به طور کامل‌تر و یکپارچه‌تر تجربه کند.

درونی‌سازی

کودکان تجربیات خود را در قالب تصورات ذهنی درونی‌سازی می‌کنند. این فرایند شامل جذب ویژگی‌های مثبت و منفی از اشیای مهم است که در نهایت بر نحوه تعامل آن‌ها با دیگران تأثیر می‌گذارد.

نظریه روانی-اجتماعی اریکسون یکی از مهم‌ترین نظریه‌ها در روانشناسی رشد است که به بررسی مراحل مختلف رشد شخصیت انسان از نوزادی تا بزرگسالی می‌پردازد. این نظریه شامل هشت مرحله است که هر کدام با یک بحران روانی-اجتماعی خاص همراه هستند. اریکسون معتقد است که موفقیت یا شکست در هر مرحله تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری هویت و روابط فرد در آینده دارد.

مراحل رشد روانی-اجتماعی اریکسون

  1. اعتماد در برابر بی‌اعتمادی (نوزادی زیر ۲ سال): در این مرحله، کودک باید یاد بگیرد که به والدین و محیط اطراف خود اعتماد کند. موفقیت در این مرحله منجر به احساس امید می‌شود.

  2. استقلال در برابر شرم و تردید (نوپایی ۲–۳ سال): کودک باید حس استقلال را توسعه دهد. موفقیت در این مرحله باعث ایجاد اراده می‌شود.

  3. ابتکار در برابر احساس گناه (اوایل کودکی ۳–۶ سال): در این مرحله، کودک باید احساس ابتکار و خلاقیت را تجربه کند. موفقیت منجر به احساس هدف می‌شود.

  4. کوشایی در برابر حقارت (اواسط کودکی ۷–۱۲ سال): کودک باید احساس شایستگی را توسعه دهد. موفقیت در این مرحله منجر به حس کفایت می‌شود.

  5. هویت در برابر سردرگمی نقش (نوجوانی ۱۳–۱۹ سال): نوجوانان باید هویت خود را کشف کنند. موفقیت منجر به وفاداری می‌شود.

  6. صمیمیت در برابر انزوا (اوایل بزرگسالی ۲۰–۳۹ سال): افراد باید توانایی برقراری روابط صمیمانه را پیدا کنند. موفقیت منجر به عشق می‌شود.

  7. زایندگی در برابر رکود (اواسط بزرگسالی ۴۰–۵۹ سال): افراد باید توانایی کمک به نسل‌های بعدی را پیدا کنند. موفقیت منجر به حس مراقبت می‌شود.

  8. انسجام در برابر ناامیدی (اواخر بزرگسالی ۶۰ سال و بالاتر): افراد باید بتوانند زندگی خود را بازنگری کرده و با آن کنار بیایند. موفقیت منجر به خرد می‌شود.

نظریه‌های تحول در پیری (Theories of Aging)

نظریه‌های تحول در پیری به بررسی فرآیندهای زیستی، روانی و اجتماعی مرتبط با سالمندی می‌پردازند. این نظریه‌ها به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند: نظریه‌های برنامه‌ریزی‌شده (Programmed Theories) و نظریه‌های آسیب یا خطا (Error Theories).

نظریه‌های برنامه‌ریزی‌شده (Programmed Theories)

این نظریه‌ها معتقدند که پیری یک فرآیند طبیعی و برنامه‌ریزی‌شده است که تحت تأثیر ژن‌ها و زمان‌بندی بیولوژیکی قرار دارد. برخی از زیرمجموعه‌های این نظریه عبارتند از:

  • نظریه طول عمر برنامه‌ریزی‌شده (Programmed Longevity): بر اساس این نظریه، پیری نتیجه فعال شدن و غیرفعال شدن متوالی برخی ژن‌ها است که سن‌سنجی را تعریف می‌کند.

  • نظریه غدد درون‌ریز (Endocrine Theory): این نظریه بیان می‌کند که ساعت‌های بیولوژیکی از طریق هورمون‌ها سرعت پیری را کنترل می‌کنند. تحقیقات نشان داده‌اند که پیری تحت تأثیر هورمون‌ها قرار دارد.

  • نظریه ایمنی‌شناختی (Immunological Theory): طبق این نظریه، سیستم ایمنی بدن به تدریج با افزایش سن کاهش می‌یابد و این امر منجر به افزایش آسیب‌پذیری در برابر بیماری‌ها و در نهایت پیری و مرگ می‌شود.

نظریه‌های آسیب یا خطا (Error Theories)

این دسته از نظریه‌ها بر این باورند که پیری ناشی از آسیب‌های محیطی و تجمع خطاها در سطح سلولی است. برخی از مهم‌ترین این نظریه‌ها عبارتند از:

  • نظریه فرسودگی (Wear and Tear Theory): این نظریه بیان می‌کند که سلول‌ها و بافت‌ها به دلیل استفاده مکرر دچار فرسودگی می‌شوند، مشابه اجزای یک ماشین که با گذشت زمان خراب می‌شوند.

  • نظریه رادیکال‌های آزاد (Free Radical Theory): این نظریه پیشنهاد می‌کند که رادیکال‌های آزاد باعث آسیب به مولکول‌های سلولی مانند پروتئین‌ها و DNA می‌شوند که در نهایت منجر به پیری می‌شود.

  • نظریه تغییرات سلولی (Cellular Aging Theory): این نظریه تأکید دارد که پیری نتیجه آسیب‌هایی است که به سلول‌ها وارد می‌شود. هنگامی که تعداد مشخصی از سلول‌ها آسیب ببینند، عملکرد کلی بدن کاهش می‌یابد.

نظریه‌های روانشناختی (Psychological Theories)

از دیدگاه روانشناختی، نظریات مختلفی وجود دارد که به بررسی مراحل تحول در دوره سالمندی پرداخته‌اند:

  • نظریه اریکسون (Erikson's Theory): اریکسون مراحل زندگی را شامل دو مرحله کلیدی در سالمندی معرفی کرده است: کشاکش بین مولد بودن و رکود (Generativity vs. Stagnation)، و یکپارچگی در مقابل یأس و ناامیدی (Integrity vs. Despair). او بر اهمیت یافتن معنا در زندگی تأکید دارد.

  • نظریه رابرت پک (Robert Peck's Theory): پک بر تغییرات فیزیکی قابل شناسایی در سالمندان تأکید کرده و بیان می‌کند که سالمندان باید مهارت‌هایی برای مدیریت دردها و چالش‌های جسمانی خود بیاموزند.

نظریه هویت جیمز مارسیا بر اساس دو مفهوم کلیدی "کاوش" و "تعهد" شکل گرفته است. این نظریه به بررسی وضعیت‌های مختلف هویتی می‌پردازد که افراد در فرآیند شکل‌گیری هویت خود تجربه می‌کنند. مارسیا چهار وضعیت هویتی را تعریف کرده است که هر کدام ویژگی‌های خاصی دارند.

انواع سبک‌های هویت بر اساس نظریه مارسیا

کسب هویت:
  • این وضعیت نشان‌دهنده تعهد نسبت به ارزش‌ها، عقاید و اهداف پس از یک دوره کاوش است.
  • افراد در این حالت به طور فعال به جستجوی هویت پرداخته و پس از بررسی‌های لازم، به تعهد می‌رسند.
وقفه هویت:
  • در این وضعیت، فرد به کاوش می‌پردازد اما هنوز به احساس تعهد نرسیده است.
  • این حالت ممکن است شامل سردرگمی یا عدم قطعیت در انتخاب‌ها باشد.
ضبط هویت:
  • در این حالت، فرد احساس تعهد دارد اما بدون اینکه کاوشی انجام دهد.
  • این وضعیت معمولاً با پذیرش بی‌چون و چرا از ارزش‌ها و باورهای دیگران همراه است.
پراکندگی هویت:
  • این وضعیت مشخصه فقدان هر دو عنصر کاوش و تعهد است.
  • افراد در این حالت معمولاً بی‌تفاوت هستند و هیچ تلاش فعالی برای شکل‌گیری هویت خود نمی‌کنند

منیع

Embalsado, J. V. M. (2021). Emerging Adulthood: Identity status and Parenting Styles. Journal of Educational, Health & Community Psychology (JEHCP)10(4).

انواع سبک های هویت یابی بر اساس نظریه برزونسکی

سبک هویت اطلاعاتی

  • افراد با این سبک به طور فعال به جستجوی اطلاعات مربوط به خود پرداخته و آن‌ها را ارزیابی می‌کنند.

  • این افراد تمایل دارند که در موقعیت‌های مبهم و جدید، پذیرش بالایی داشته باشند و به قضاوت‌های خود اعتماد کنند.

  • آن‌ها دارای نیاز بالایی به شناخت و پیچیدگی شناختی هستند و کمتر به تأیید دیگران وابسته‌اند.

سبک هویت هنجاری

  • این افراد به انتظارات و تجویزهای افراد مهم در زندگی خود پاسخ می‌دهند.

  • آن‌ها معمولاً در مواجهه با ابهام تحمل کمی دارند و نیاز به ساختار و چارچوب‌های شناختی قوی دارند.

  • این سبک به عنوان "هویت زودرس" نیز شناخته می‌شود، زیرا افراد با پیروی از دیگران تصمیم‌گیری می‌کنند.

سبک هویت سردرگم یا اجتنابی

  • افرادی که دارای این سبک هستند، از رویارویی با مسائل هویتی دوری می‌کنند و رفتارشان تحت تأثیر عوامل موقعیتی قرار دارد.

  • آن‌ها تمایل دارند از تصمیم‌گیری‌های شخصی اجتناب کنند و از راهبردهای ضعیف برای حل مسائل استفاده کنند.

منبع:

Berzonsky, M. D. (1989). Identity style: Conceptualization and measurement. Journal of adolescent research4(3), 268-282.

 مطالعه های پیش بینی: 

- پیش بینی (متغیر وابسته) بر اساس (متغیر مستقل) 

مثال: پیش بینی اهمال کاری تحصیلی بر اساس تنظیم هیجان

مطالعه های همبستگی:

رابطه (متغیر پیش بین) با (متغیر ملاک)

مثال: رابطه تنطیم هیجان با اهمال کاری تحصیلی

مطالعه های آزمایشی

- اثر بخشی (متغیر مستقل) بر (متغیر وابسته) در (جامعه پژوهش)

مثال: اثربخشی آموزش تفکر بر مهارتهای حل مسئله در دانش آموزان ابتدایی

- تأثیر (متغیر مستقل) بر (متغیر وابسته) در (جامعه پژوهش)

مثال: تأثیر تشویق کلامی بر عزت نفس در دانش آموزان متوسطه

مطالعه های میانجی

- رابطه (متغیر مستقل ) با (متغیر وابسته) با میانجیگری(متغیر واسطه)

مثال: رابطه ورزش با درمان افسردگی با میانجیگری تاب آوری

مطالعه های ساختاری

- مدل ساختاری روابط (متغیرها) در (جامعه پژوهش)

مثال: مدل ساختاری روابط تنظیم هیجان، تعلل ورزی، اضطراب امتحان و کمال گرایی در دانش آموزان متوسطه اول

نظریه های مربوط به شعور و آگاهی به بررسی ماهیت و عملکرد این دو مفهوم در روانشناسی، فلسفه و علوم اعصاب می‌پردازند. در زیر به برخی از این نظریات و دیدگاه‌ها اشاره می‌شود:

۱. نظریه دوگانگی دکارت

این نظریه که توسط رنه دکارت مطرح شده، بر این باور است که ذهن (شعور) و بدن (ماده) دو موجودیت مستقل هستند. دکارت معتقد بود که ذهن غیرمادی است و نمی‌تواند به طور کامل با فرآیندهای فیزیکی توضیح داده شود. این دیدگاه باعث ایجاد بحث‌های عمیق در مورد ارتباط بین شعور و ماده شد.

۲. نظریه تکاملی آگاهی

این نظریه بر این باور است که آگاهی یک ویژگی طبیعی و نتیجه تکامل بیولوژیکی است. بر اساس این دیدگاه، آگاهی به عنوان یک سازگاری بیولوژیکی برای موجودات زنده توسعه یافته است و به آن‌ها کمک می‌کند تا با محیط خود بهتر سازگار شوند.

۳. نظریه دانستار

برخی از محققان، مانند دیوید چالمرز، معتقدند که آگاهی نمی‌تواند به طور کامل به ویژگی‌های فیزیکی کاهش یابد. او به وجود یک شکاف توصیفی میان پردازش‌های مغزی و تجربه خودآگاهی اشاره می‌کند و بر این باور است که آگاهی باید به عنوان یک ویژگی بنیادی در نظر گرفته شود که مستقل از ویژگی‌های فیزیکی است.

۴. نظریه شعور کل

این نظریه بیان می‌کند که شعور یا آگاهی نه تنها مختص انسان‌ها بلکه در تمام موجودهای زنده و حتی اجزای غیرزنده نیز وجود دارد. طبق این دیدگاه، هر ذره‌ای در جهان شعور خاص خود را دارد و این شعور به عنوان نیروی حیات عمل می‌کند.

۵. نظریه‌های جدید در علوم اعصاب

تحقیقات جدید در علوم اعصاب نشان داده‌اند که آگاهی ممکن است نتیجه تعامل پیچیده‌ای از فرآیندهای عصبی باشد. این تحقیق ها سعی دارند تا نشان دهند چگونه فعالیت‌های مغزی خاص می‌توانند منجر به تجربه‌های خودآگاه شوند.

۶. نظریه‌های کیفی

برخی از فیلسوفان و محققان معتقدند که آگاهی یک کیفیت کیفی است که فراتر از داده‌ها و آگهش ها است. آن‌ها بر این باورند که آگاهی به عنوان یک تجربه درونی، نمی‌تواند با فرآیندهای فیزیکی یا علمی توضیح داده شود.

کتاب "روان‌شناسی رشد و پرورش" به قلم دکتر جواد عینی‌پور و دکتر ابوطالب سعادتی شامیر منتشر شده است. این کتاب به بررسی فرآیندهای رشد و پرورش انسان از تولد تا پیری می‌پردازد و در آن تلاش شده تا جنبه‌های مختلف تحول انسانی در طول زندگی مورد تحلیل قرار گیرد.

ساختار کتاب

کتاب در دو بخش کلی تقسیم‌بندی شده است:

بخش اول: تحول در دوره‌های مختلف

این بخش به بررسی تحول در دوره‌های مختلف زندگی می‌پردازد و شامل فصول زیر است:

  • فصل اول: تحول جسمانی

  • فصل دوم: تحول شناختی

  • فصل سوم: تحول اجتماعی-عاطفی

  • فصل چهارم: تحول اخلاقی

  • فصل پنجم: مباحث اساسی تحول (شامل هوش، تفاوت‌های فردی، یادگیری و...)

بخش دوم: رشد و پرورش

در این بخش، مباحث نظری و عملی مربوط به رشد و پرورش در سنین مختلف بررسی شده است:

  • فصل ششم: رشد و پرورش نوزاد (تولد تا ۲ سالگی)

  • فصل هفتم: رشد و پرورش از ۲ تا ۶ سالگی

  • فصل هشتم: رشد و پرورش از ۷ تا ۱۱ سالگی

  • فصل نهم: رشد و پرورش از ۱۱ تا ۲۰ سالگی

  • فصل دهم: رشد و پرورش از ۲۰ تا ۴۰ سالگی (بزرگسالی اول)

  • فصل یازدهم: رشد و پرورش از ۴۰ تا ۶۵ سالگی و پیری (بعد از ۶۵ سالگی)

هدف کتاب

این کتاب علاوه بر اینکه برای دانشجویان رشته‌های مرتبط با روان‌شناسی و علوم تربیتی مفید است، می‌تواند به عنوان یک راهنما برای مشاوران، مربیان آموزش و پرورش، مشاوران مدارس، دین گستران مراکز تربیتی و پزشکان اطفال نیز مورد استفاده قرار گیرد.کتاب "روان‌شناسی رشد و پرورش" در سال ۱۴۰۱ منتشر شده و با توجه به محتوای جامع خود، می‌تواند منبع مناسبی برای کسانی باشد که به مطالعه علمی در زمینه رشد انسانی علاقه‌مند هستند.

نظریه رشد شای، که توسط کلاوس وارنر شای (Klaus Warner Schaie) توسعه یافته است، به بررسی رشد شناختی در طول زندگی انسان می‌پردازد. این نظریه به ویژه بر تغییرات شناختی در بزرگسالی و میانسالی تأکید دارد و از طریق مطالعه‌های طولی، به تحلیل چگونگی تغییر توانایی‌های شناختی در طول زمان پرداخته است.

مفاهیم کلیدی نظریه شای

۱. مراحل رشد شناختی

شای مراحل مختلفی را برای رشد شناختی در نظر گرفته است که شامل هفت مرحله اصلی می‌شود:

  1. مرحله فراگیری (کودکی و نوجوانی):

    • در این مرحله، دو دهه اول زندگی صرف یادگیری و فراگیری دانش می‌شود.
    • افراد جوان از تفکر عملیات عینی به تفکر عملیات صوری پیشرفت می‌کنند و روش‌های جدیدی برای یادگیری اطلاعات ابداع می‌کنند.
  2. مرحله دستیابی (اوایل بزرگسالی):

    • در این مرحله، افراد تلاش می‌کنند مهارت‌های شناختی خود را با موقعیت‌های واقعی زندگی مانند کار و روابط اجتماعی سازگار کنند.
    • تمرکز بر کاربرد دانش در زندگی روزمره بیشتر از یادگیری صرف است.
  3. مرحله مسئولیت (میانسالی):

    • در این مرحله، افراد مسئولیت‌های بیشتری را در زمینه شغل، خانواده و جامعه بر عهده می‌گیرند.
    • تفکر اجرایی به عنوان پیشرفته‌ترین شکل تفکر در این مرحله شکل می‌گیرد.
  4. مرحله اجرایی (اواخر میانسالی):

    • در این مرحله، افراد به مدیریت پیچیدگی‌های زندگی و تصمیم‌گیری‌های مهم می‌پردازند.
    • توانایی‌های شناختی به اوج خود می‌رسد و افراد باید به مسائل پیچیده‌تر بپردازند.
  5. مرحله ادغام مجدد (اواخر بزرگسالی):

    • در این مرحله، افراد به ادغام تجربیات گذشته و حال خود پرداخته و به بازنگری در زندگی خود می‌پردازند.
    • این مرحله معمولاً با بازنشستگی و تغییرات اجتماعی همراه است.

۲. هوش سیال و هوش متبلور

شای همچنین دو نوع هوش را معرفی کرده است:

  • هوش سیال: توانایی حل مسائل جدید و تفکر منطقی بدون وابستگی به دانش قبلی. این نوع هوش معمولاً با افزایش سن کاهش می‌یابد.

  • هوش متبلور: دانش و مهارت‌هایی که از تجربیات گذشته ناشی می‌شوند. این نوع هوش معمولاً تا میانسالی افزایش می‌یابد و سپس ممکن است ثابت بماند یا کاهش یابد.

۳. مطالعه طولی سیاتل

شای با رهبری مطالعه طولی سیاتل، داده‌های مهمی درباره تغییرات شناختی در بزرگسالی جمع‌آوری کرد. این مطالعه نشان داد که:

  • توانایی‌های شناختی مانند استدلال قیاسی، حافظه کلامی و توانایی کلامی در دوره میانسالی افزایش یافته و سپس کاهش پیدا می‌کنند.

  • سرعت پردازش اطلاعات معمولاً از اواسط بزرگسالی کاهش می‌یابد

نظریه ویگوتسکی، که توسط لئونتیف ویگوتسکی، روانشناس روسی، در اوایل قرن بیستم توسعه یافته است، به بررسی نقش فرهنگ و تعاملات اجتماعی در رشد شناختی انسان می‌پردازد. این نظریه به عنوان یکی از مهم‌ترین نظریه‌ها در روانشناسی رشد و آموزش شناخته می‌شود و تأکید زیادی بر تأثیر محیط اجتماعی بر فرآیندهای شناختی دارد.

مفاهیم کلیدی نظریه ویگوتسکی

۱. رشد شناختی و فرهنگ

ویگوتسکی بر این باور بود که رشد شناختی انسان نه تنها تحت تأثیر عوامل زیستی بلکه به شدت تحت تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی قرار دارد. او معتقد بود که یادگیری و آموزش‌های اجتماعی معمولاً مقدم بر رشد شناختی هستند. به عبارت دیگر، افراد از طریق تعامل با دیگران و فرهنگ خود، مهارت‌ها و دانش را کسب می‌کنند.

۲. منطقه تقریبی رشد (Zone of Proximal Development - ZPD)

یکی از مفاهیم کلیدی نظریه ویگوتسکی، منطقه تقریبی رشد است. این مفهوم به فاصله بین سطح فعلی توانایی‌های یک کودک (آنچه که می‌تواند به تنهایی انجام دهد) و سطح بالقوه او (آنچه که می‌تواند با کمک دیگران انجام دهد) اشاره دارد. ویگوتسکی بر این باور بود که یادگیری مؤثر زمانی اتفاق می‌افتد که کودک در این منطقه قرار گیرد و با راهنمایی افراد آگاه‌تر از خود، مهارت‌های جدید را کسب کند.

۳. نقش زبان در رشد شناختی

ویگوتسکی زبان را ابزاری اساسی برای انتقال اطلاعات و ساخت معنا می‌دانست. او معتقد بود که زبان نه تنها وسیله‌ای برای ارتباط است، بلکه ابزاری برای تفکر نیز محسوب می‌شود. ویگوتسکی سه مرحله برای رشد گفتار درونی تعریف کرد:

  • مرحله اول: کودک به اشیای غایب اشاره می‌کند.

  • مرحله دوم: کودک شروع به گفتگوی خودمحورانه می‌کند و به خود فرمان می‌دهد.

  • مرحله سوم: گفتار خصوصی کاهش یافته و به تفکر درونی تبدیل می‌شود.

۴. درونی‌سازی (Internalization)

ویگوتسکی فرآیند درونی‌سازی را به عنوان تبدیل تجربه‌ها یا عملکردهای اجتماعی بیرونی به کارکردهای ذهنی عالی تعریف کرد. این فرآیند شامل استفاده از ابزارها و نشانه‌ها برای ذخیره‌سازی تجربیات بیرونی است. کودک با استفاده از گفتار خودمحورانه، مسائل را درونی کرده و آن‌ها را به صورت مستقل حل می‌کند.

۵. نظام شاگردی (Apprenticeship)

ویگوتسکی اعتقاد داشت که یادگیری از طریق نظام شاگردی حاصل می‌شود، یعنی با راهنمایی افراد آگاه‌تر، کودک مهارت‌های جدید را یاد می‌گیرد. این نظام شامل تعاملات اجتماعی است که در آن فرد با کمک دیگران توانایی‌های خود را گسترش می‌دهد.

تفاوت نظریه ویگوتسکی با نظریه پیاژه

نظریه ویگوتسکی با نظریه ژان پیاژه تفاوت‌های اساسی دارد:

  • رشد اجتماعی: پیاژه معتقد بود که کودکان باید به طور مستقل کاوش کنند تا یاد بگیرند، در حالی که ویگوتسکی بر اهمیت تعاملات اجتماعی تأکید دارد.

  • نقش زبان: پیاژه زبان را نتیجه تفکر می‌دانست، اما ویگوتسکی زبان را ابزاری برای تفکر و یادگیری معرفی کرد.

  • رشد فرهنگی: ویگوتسکی معتقد است که رشد شناختی تحت تأثیر فرهنگ قرار دارد و این امر در هر فرهنگی متفاوت است.

پژوهش‌های آمیخته (Mixed Methods Research) رویکردی است که در آن از ترکیب روش‌های کمی و کیفی برای جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها استفاده می‌شود. این نوع پژوهش به محققان این امکان را می‌دهد که از مزایای هر دو روش بهره‌برداری کنند و تصویری جامع‌تر از پدیده‌های مورد مطالعه ارائه دهند. انواع مختلف پژوهش‌های آمیخته شامل موارد زیر است:

۱. طرح‌های تحقیق آمیخته به هم تنیده (Embedded Mixed Methods)

در این نوع طرح، پژوهشگر به هر دو مجموعه داده‌های کمی و کیفی وزن یکسان می‌دهد. داده‌های کمی و کیفی به طور همزمان گردآوری می‌شوند و در تحلیل داده‌ها به مقایسه دو دسته داده پرداخته می‌شود تا همگونی یافته‌ها نمایان شود. این طرح معمولاً برای بررسی عمیق‌تر یک پدیده خاص استفاده می‌شود.

۲. طرح‌های تحقیق آمیخته تشریحی (Explanatory Mixed Methods)

در این نوع، پژوهشگر ابتدا داده‌های کمی را جمع‌آوری کرده و تحلیل می‌کند و سپس از داده‌های کیفی برای توضیح و تبیین نتایج به‌دست‌آمده استفاده می‌کند. این روش مناسب است زمانی که نیاز به درک عمیق‌تری از دلایل یا زمینه‌های نتایج کمی وجود دارد.

۳. طرح‌های تحقیق آمیخته اکتشافی (Exploratory Mixed Methods)

این نوع طرح معمولاً با جمع‌آوری داده‌های کیفی آغاز می‌شود تا زمینه‌ای برای شناسایی جنبه‌های مختلف یک پدیده فراهم کند. پس از آن، فرضیه‌هایی شکل می‌گیرد که با استفاده از داده‌های کمی مورد آزمون قرار می‌گیرند. این روش برای کشف موضوعات جدید یا بررسی موقعیت‌های نامعین مفید است.

CVI-I و CVI-S دو شاخص مهم برای ارزیابی روایی محتوایی در ابزارهای اندازه‌گیری مانند پرسشنامه‌ها هستند. این شاخص‌ها به ما کمک می‌کنند تا میزان اعتبار گویه‌ها و مقیاس‌های استفاده شده را بررسی کنیم.

CVI-I (Content Validity Index - Item Level)

CVI-I به بررسی روایی محتوایی در سطح هر گویه یا آیتم می‌پردازد. برای محاسبه این شاخص، از متخصصان خواسته می‌شود تا میزان مرتبط بودن، وضوح و سادگی هر گویه را بر اساس یک طیف لیکرتی ۴ قسمتی ارزیابی کنند. سپس تعداد متخصصانی که به هر گویه امتیاز ۳ یا ۴ داده‌اند، بر تعداد کل متخصصان تقسیم می‌شود. اگر مقدار CVI-I بالای ۰.۷۹ باشد، گویه قابل قبول است. اگر بین ۰.۷ تا ۰.۷۹ باشد، نیاز به بازبینی دارد و اگر کمتر از ۰.۷ باشد، باید حذف شود.

CVI-S (Content Validity Index - Scale Level)

CVI-S به بررسی روایی محتوایی در سطح مقیاس یا مجموعه‌ای از گویه‌ها می‌پردازد. این شاخص معمولاً با دو روش محاسبه می‌شود:

  1. S-CVI/UA (Universal Agreement): در این روش تعداد متخصصانی که به یک گویه امتیاز ۳ یا ۴ داده‌اند، بر تعداد کل متخصصان تقسیم می‌شود.

  2. S-CVI/AVE (Average): در این روش میانگین CVI-I تمام گویه‌ها محاسبه می‌شود.

CVI-S به ما کمک می‌کند تا بفهمیم آیا مجموعه‌ای از گویه‌ها به طور کلی اعتبار لازم را دارند یا خیر.

گرسیون یکی از تکنیک‌های مهم در تحلیل داده‌ها است که به بررسی و پیش‌بینی روابط بین متغیرها می‌پردازد. در این زمینه، چهار روش اصلی رگرسیون وجود دارد: رگرسیون پیش‌رو، رگرسیون پس‌رو، رگرسیون گام به گام و رگرسیون حذفی. در ادامه به توضیح تفاوت‌های این روش‌ها می‌پردازیم.

رگرسیون پیش‌رو (Forward Selection)

در این روش، مدل از هیچ متغیری شروع می‌شود و به تدریج متغیرهای مستقل به مدل اضافه می‌شوند. در هر مرحله، متغیری که بیشترین همبستگی را با متغیر وابسته دارد و به مدل کمک می‌کند، انتخاب می‌شود. این روند تا زمانی ادامه می‌یابد که دیگر هیچ متغیری با همبستگی معنادار باقی نماند.

ویژگی‌ها:

  • شروع بدون هیچ متغیری

  • افزودن تدریجی متغیرها بر اساس همبستگی

  • مناسب برای زمان‌هایی که تعداد متغیرها زیاد است و نمی‌دانیم کدام یک مهم‌تر هستند.

رگرسیون پس‌رو (Backward Elimination)

این روش برعکس روش پیش‌رو عمل می‌کند. در ابتدا تمام متغیرهای مستقل وارد مدل می‌شوند و سپس به تدریج متغیرهایی که تأثیر کمی بر روی متغیر وابسته دارند، حذف می‌شوند. این کار ادامه می‌یابد تا فقط متغیرهای معنادار باقی بمانند.

ویژگی‌ها:

  • شروع با همه متغیرها

  • حذف تدریجی متغیرها بر اساس عدم معناداری

  • مناسب برای زمانی که فرض می‌کنیم اکثر متغیرها ممکن است تأثیرگذار باشند.

رگرسیون گام به گام (Stepwise Regression)

این روش ترکیبی از دو روش پیش‌رو و پس‌رو است. در اینجا، ابتدا یک یا چند متغیر وارد مدل می‌شوند و سپس در هر مرحله، هم به افزودن متغیرهای جدید و هم به حذف متغیرهای غیرضروری پرداخته می‌شود. این فرآیند تا زمانی ادامه می‌یابد که دیگر هیچ تغییر معناداری در مدل ایجاد نشود.

ویژگی‌ها:

  • ترکیبی از روش‌های پیش‌رو و پس‌رو

  • افزودن و حذف همزمان متغیرها

  • کارآمد برای انتخاب بهترین مدل از میان تعداد زیادی از متغیرها.

رگرسیون حذفی (Remove Regression)

این اصطلاح معمولاً به روش‌های مشابه با رگرسیون پس‌رو اشاره دارد که در آن ابتدا تمام متغیرها وارد مدل شده و سپس بر اساس معیارهای آماری، برخی از آن‌ها حذف می‌شوند. این روش بیشتر بر روی حذف تأکید دارد تا انتخاب.

ویژگی‌ها:

  • مشابه رگرسیون پس‌رو

  • تمرکز بر روی حذف غیرضروری‌ها

  • بیشتر در تحلیل‌های دقیق و عمیق مورد استفاده قرار می‌گیرد.

کارول گیلیگان، روانشناس و پژوهشگر فمینیست، نظریه‌ای درباره رشد اخلاقی ارائه داده است که به طور خاص بر تفاوت‌های جنسیتی در استدلال‌های اخلاقی تمرکز دارد. این نظریه به نقد مراحل رشد اخلاقی لورنس کلبرگ پرداخته و مراحل رشد اخلاقی زنان را با محوریت اخلاق مراقبت تعریف می‌کند.

نقد نظریه کلبرگ

گیلیگان به عنوان یکی از شاگردان کلبرگ، متوجه شد که نظریه او بیشتر بر مبنای تجربیات مردانه و اصول انتزاعی عدالت استوار است. او بر این باور بود که این رویکرد نمی‌تواند به درستی تجربیات و استدلال‌های اخلاقی زنان را نمایندگی کند. در حالی که کلبرگ بر اصول عدالت و حقوق تأکید می‌کند، گیلیگان معتقد است که زنان بیشتر بر روابط بین فردی و مسئولیت‌های مراقبتی تمرکز دارند

مراحل رشد اخلاقی گیلیگان

گیلیگان مراحل رشد اخلاقی زنان را به صورت زیر توصیف می‌کند:

  1. سطح اول: بقای فردی

    • در این مرحله، فرد بر نیازهای خود تمرکز دارد و خودمحوری غالب است.

    • گذرگاه اول: حرکت از خودمحوری به مسئولیت‌پذیری.

  2. سطح دوم: ارزش قائل شدن برای فداکاری

    • در این مرحله، فرد به دیگران توجه بیشتری می‌کند و فداکاری را در نظر می‌گیرد.

    • گذرگاه دوم: حرکت از فداکاری به سمت عزت نفس.

  3. سطح سوم: اخلاق بدون خشونت

    • در این مرحله، فرد به تعادل بین نیازهای خود و دیگران دست می‌یابد و مسئولیت عواقب اعمالش را می‌پذیرد. این مرحله شامل توجه به تأثیر اعمال بر دیگران و تلاش برای حفظ روابط سالم است

مفهوم صدای زنانه و مردانه

گیلیگان همچنین دو نوع صدای اخلاقی را معرفی می‌کند:

  • صدای مردانه: منطقی و فردگرا، با تأکید بر حقوق و عدالت.

  • صدای زنانه: تأکید بر روابط بین فردی و مراقبت از دیگران، که بیشتر بر نیازهای افراد تمرکز دارد

نتیجه‌گیری

نظریه گیلیگان نه تنها به تفاوت‌های جنسیتی در استدلال‌های اخلاقی اشاره دارد بلکه بستر مناسبی برای بحث‌های فمینیستی در حوزه اخلاق فراهم کرده است. او نشان می‌دهد که چگونه زنان با رویکرد متفاوتی به مسائل اخلاقی نزدیک می‌شوند و این تفاوت‌ها باید مورد توجه قرار گیرد تا فهم دقیق‌تری از رشد اخلاقی ارائه شود

منابع

  • Gilligan, C. (1982). In a Different Voice: Psychological Theory and Women's Development. Harvard University Press.

  • Ahmad, A. (2016). Feminist Ethics and the Ethics of Care. Journal of Gender Studies, 25(2), 127-140.

  • Tang, Y. (2006). Ethical Development in Women: A Critique of Kohlberg's Theory. Journal of Psychology, 12(4), 266-268.

باربارا فردریکسون، روانشناس و پژوهشگر برجسته در حوزه روانشناسی مثبت، نظریه‌ای به نام نظریه ساخت و گسترش را ارائه داده است که به بررسی تأثیر هیجان های مثبت بر رشد و بالندگی انسان می‌پردازد. این نظریه بر این اصل استوار است که هیجان های مثبت نه تنها به بهبود کیفیت زندگی کمک می‌کنند، بلکه می‌توانند منجر به توسعه و گسترش منابع فردی نیز شوند.

اصول نظریه ساخت و گسترش

فردریکسون در این نظریه پنج کارکرد اصلی برای هیجان های مثبت تعریف کرده است:

  1. گسترش و بسط‌دهی: هیجانات مثبت دامنه تفکر و عمل را افزایش می‌دهند، در حالی که هیجانات منفی ممکن است باعث محدودیت دیدگاه شوند.

  2. ساخت منابع: تجربه هیجانات مثبت می‌تواند به ایجاد منابع جسمی، روانی، اجتماعی و ذهنی کمک کند که برای مدیریت زندگی ضروری هستند.

  3. خنثی‌سازی اثرات منفی: هیجان های مثبت قادرند تأثیرهای مخرب هیجان های منفی را کاهش دهند و به بازگشت به حالت طبیعی کمک کنند.

  4. تاب‌آوری: هیجان های مثبت موجب افزایش تاب‌آوری فرد می‌شوند و او را قادر می‌سازند تا بهتر با چالش‌ها روبرو شود.

  5. بالندگی و شکوفایی: این هیجان ها باعث رشد فردی و شکوفایی انسان می‌شوند.

نسبت هیجان های مثبت به منفی

یکی از یافته‌های کلیدی فردریکسون این است که نسبت بهینه هیجان های مثبت به منفی برای بالندگی انسان برابر با ۳ به ۱ است. این بدان معناست که برای هر سه تجربه هیجان مثبت، یک تجربه هیجان منفی مطلوب است تا فرد بتواند به شکوفایی برسد

ده هیجان مثبت برتر

فردریکسون همچنین ده هیجان مثبت را شناسایی کرده است که شامل موارد زیر می‌شود:

  • خوشی

  • قدردانی

  • آرامش

  • رغبت

  • امید

  • سربلندی

  • سرگرمی

  • الهام

  • خشیت

  • عشق

این هیجان ها نه تنها تجربه‌های خوشایند هستند، بلکه نقش مهمی در ارتقاء کیفیت زندگی و رشد فردی دارند.