روابط رفتارها و پراکنش ها

دانستارها و آگهش های پژوهش های روان شناختی

روابط رفتارها و پراکنش ها

دانستارها و آگهش های پژوهش های روان شناختی

مقیاس‌های MMPI-2 (Minnesota Multiphasic Personality Inventory-2) یکی از پرکاربردترین ابزارهای روان‌سنجی برای ارزیابی شخصیت و تشخیص اختلالات روانی است. این آزمون شامل چندین مقیاس اصلی، کمکی و محتوایی است که هر کدام به بررسی جنبه‌های مختلف شخصیت، علائم روانی و اعتبار پاسخ‌ها می‌پردازند. در اینجا به معرفی کامل مقیاس‌های 567 از MMPI-2 می‌پردازیم:

1. مقیاس‌های اصلی (Clinical Scales)

این مقیاس‌ها که به عنوان مقیاس‌های بالینی شناخته می‌شوند، برای ارزیابی الگوهای رفتاری و عاطفی فرد طراحی شده‌اند. این مقیاس‌ها شامل ۱۰ مقیاس اصلی هستند که به صورت زیر تعریف می‌شوند:

 مقیاس 1: Hypochondriasis (Hs)

- هدف: ارزیابی نگرانی‌های بیش از حد فرد درباره سلامت جسمانی خود.

- علائم: تمرکز بر علائم جسمانی بدون دلیل پزشکی مشخص.

 مقیاس 2: Depression (D)

- هدف: اندازه‌گیری علائم افسردگی، احساس ناامیدی و بی‌ارزشی.

- علائم: احساس غم، از دست دادن علاقه به زندگی و کاهش انگیزه.

 مقیاس 3: Hysteria (Hy)

- هدف: ارزیابی تمایل فرد به بروز واکنش‌های جسمانی به موقعیت‌های استرس‌زا.

- علائم: بروز علائم جسمانی مانند سردرد یا دردهای عضلانی در پاسخ به استرس.

 مقیاس 4: Psychopathic Deviate (Pd)

- هدف: ارزیابی تمایل به رفتارهای ضداجتماعی و عدم تبعیت از قوانین اجتماعی.

- علائم: رفتارهای پرخطر، بی‌تفاوتی به حقوق دیگران و عدم احساس گناه.

 مقیاس 5: Masculinity-Femininity (Mf)

- هدف: ارزیابی تمایلات جنسیتی فرد (مردانه یا زنانه).

- علائم: افراد با نمره بالا ممکن است از الگوهای جنسیتی معمول فاصله بگیرند.

 

 مقیاس 6: Paranoia (Pa)

- هدف: ارزیابی تمایل به بدبینی، حساسیت به انتقاد و احساس خصومت.

- علائم: احساس توطئه، بی‌اعتمادی به دیگران و تفسیر نادرست رفتار دیگران.

 مقیاس 7: Psychasthenia (Pt)

- هدف: ارزیابی علائم اضطراب، وسواس و احساس تنش.

- علائم: افکار وسواسی، اضطراب مداوم و تردید زیاد.

 مقیاس 8: Schizophrenia (Sc)

- هدف: ارزیابی علائم روان‌پریشی و اختلالات فکری و ادراکی.

- علائم: افکار غیرعادی، علائم توهمی و کاهش تماس با واقعیت.

 مقیاس 9: Hypomania (Ma)

- هدف: ارزیابی علائم هیجان‌زدگی، بی‌قراری و فعالیت بیش از حد.

- علائم: بی‌خوابی، صحبت زیاد و تصمیم‌گیری سریع.

 مقیاس 0: Social Introversion (Si)

- هدف: ارزیابی تمایل فرد به انزوا و دوری از تعاملات اجتماعی.

- علائم: کاهش تمایل به شرکت در فعالیت‌های اجتماعی و تمایل به تنهایی.

 2. مقیاس‌های کمکی (Supplementary Scales)

این مقیاس‌ها برای تکمیل اطلاعات بدست آمده از مقیاس‌های اصلی استفاده می‌شوند و شامل موارد زیر هستند:

 مقیاس TRIN (True Response Inconsistency)

- هدف: ارزیابی سازگاری پاسخ‌ها.

- کاربرد: شناسایی افرادی که به طور نامنظم به سوالات پاسخ می‌دهند.

 مقیاس VRIN (Variable Response Inconsistency)

- هدف: ارزیابی ثبات پاسخ‌ها.

- کاربرد: شناسایی افرادی که پاسخ‌های متضاد و ناسازگار می‌دهند.

 مقیاس F (Infrequency)

- هدف: ارزیابی اعتبار پاسخ‌ها.

- کاربرد: شناسایی افرادی که به طور غیرمعمول یا اغراق‌آمیز پاسخ می‌دهند.

 مقیاس K (Correction)

- هدف: اصلاح نمرات مقیاس‌های دیگر بر اساس تمایل فرد به ارائه تصویر مثبت از خود.

- کاربرد: کاهش اثر تمایل به دفاعی بودن در پاسخ‌ها.

 3. مقیاس‌های محتوایی (Content Scales)

این مقیاس‌ها برای ارزیابی موضوعات خاصی از زندگی فرد طراحی شده‌اند:

 مقیاس‌های مرتبط با علائم جسمانی:

- ANX (Anxiety): ارزیابی اضطراب عمومی.

- FRS (Fears): ارزیابی ترس‌های خاص (مانند ترس از مرگ یا ترس اجتماعی).

 مقیاس‌های مرتبط با رفتارهای ضداجتماعی:

- ASP (Antisocial Practices): ارزیابی رفتارهای ضداجتماعی.

- AGG (Aggression): ارزیابی تمایل به خشونت و بی‌احترامی.

 مقیاس‌های مرتبط با احساسات و ارتباطات:

- SOD (Social Discomfort): ارزیابی ناراحتی در تعاملات اجتماعی.

- FAM (Family Problems): ارزیابی مشکلات خانوادگی.

 4. مقیاس‌های اعتباری (Validity Scales)

این مقیاس‌ها برای ارزیابی صحت و اعتبار پاسخ‌های فرد استفاده می‌شوند:

 مقیاس L (Lie)

- هدف: شناسایی افرادی که سعی در ارائه تصویر ایده‌آل از خود دارند.

 مقیاس Fb (Back Infrequency)

- هدف: ارزیابی اعتبار پاسخ‌ها در بخش دوم آزمون.

 مقیاس S (Superlative)

- هدف: شناسایی افرادی که سعی در ارائه تصویر بسیار مثبت از خود دارند.

 جمع‌بندی

 

#معرفی کامل خرده‌مقیاس‌های هریس لینگوز (Harris-Lingoes Subscales)

 

خرده‌مقیاس‌های هریس لینگوز بخشی از آزمون MMPI-2 (Minnesota Multiphasic Personality Inventory-2) هستند که به منظور تجزیه و تحلیل دقیق‌تر نمرات بالا در مقیاس‌های اصلی (Clinical Scales) طراحی شده‌اند. این خرده‌مقیاس‌ها به روانشناسان کمک می‌کنند تا علل زیربنایی یا جنبه‌های خاصی از رفتار فرد را که به نمرات بالا در مقیاس‌های اصلی منجر شده است، بهتر درک کنند.

هریس لینگوز با استفاده از رویکرد فاکتوری، سوالات موجود در هر مقیاس اصلی را به گروه‌های کوچکتر تقسیم کرد که هر گروه به یک جنبه خاص از آن مقیاس اشاره دارد. این خرده‌مقیاس‌ها به صورت زیر سازمان‌دهی شده‌اند:

 

1. مقیاس Hs (Hypochondriasis):

این مقیاس به بررسی نگرانی‌های جسمانی بیش از حد فرد می‌پردازد. خرده‌مقیاس‌های آن شامل:

Hs1: Gastrointestinal Complaints (شکایات گوارشی)

- هدف: ارزیابی نگرانی‌های مرتبط با مشکلات گوارشی.

- علائم: شکایت از دردهای معده، تهوع، یبوست یا اسهال بدون دلیل پزشکی مشخص.

Hs2: General Health Concerns (نگرانی‌های عمومی سلامت)

- هدف: ارزیابی نگرانی‌های کلی درباره وضعیت سلامت.

- علائم: تمرکز بر علائم جسمانی مختلف و نگرانی از بیماری‌های جدی.

Hs3: Neurological Symptoms (علائم عصبی)

- هدف: ارزیابی نگرانی‌های مرتبط با مشکلات عصبی.

- علائم: شکایت از سردرد، بی‌حسی یا ضعف عضلانی.

2. مقیاس D (Depression):

این مقیاس به بررسی علائم افسردگی و احساس ناامیدی می‌پردازد. خرده‌مقیاس‌های آن شامل:

 

D1: Subjective Depression (افسردگی ذهنی)

- هدف: ارزیابی احساسات شخصی مرتبط با افسردگی.

- علائم: احساس غم، ناامیدی و بی‌ارزشی.

D2: Psychomotor Retardation (کاهش روان‌حرکتی)

- هدف: ارزیابی کندی روان‌حرکتی و افت انرژی.

- علائم: کاهش فعالیت بدنی، صحبت کم و کندی در تصمیم‌گیری.

D3: Physical Malfunctioning (اختلال عملکرد جسمانی)

- هدف: ارزیابی شکایات جسمانی مرتبط با افسردگی.

- علائم: احساس خستگی، کاهش اشتها و مشکلات خواب.

D4: Mental Dullness (کندی ذهنی)

- هدف: ارزیابی کاهش تمرکز و کارایی ذهنی.

- علائم: مشکل در تفکر، حافظه ضعیف و عدم توانایی در حل مسئله.

D5: Brooding (غرق‌شدگی در افکار منفی)

- هدف: ارزیابی تمایل به فکر کردن مداوم به موضوعات منفی.

- علائم: افکار مکرر درباره شکست‌ها و مشکلات.

3. مقیاس Hy (Hysteria):

این مقیاس به بررسی تمایل به بروز واکنش‌های جسمانی به موقعیت‌های استرس‌زا می‌پردازد. خرده‌مقیاس‌های آن شامل:

Hy1: Denial of Social Anxiety (انکار اضطراب اجتماعی)

- هدف: ارزیابی تمایل به انکار اضطراب اجتماعی.

- علائم: ادعا بر اینکه در موقعیت‌های اجتماعی آرام هستند، در حالی که در واقعیت این‌طور نیست.

Hy2: Need for Affection (نیاز به عشق و علاقه)

- هدف: ارزیابی تمایل شدید به دریافت عشق و توجه.

- علائم: احساس نیاز مبرم به تأیید دیگران.

Hy3: Lassitude-Malaise (خستگی و ناراحتی)

- هدف: ارزیابی احساس خستگی و ناراحتی جسمانی.

- علائم: شکایت از خستگی مداوم و کاهش انرژی.

Hy4: Somatic Complaints (شکایات جسمانی)

- هدف: ارزیابی شکایات جسمانی مرتبط با استرس.

- علائم: دردهای عضلانی، سردرد و مشکلات گوارشی.

Hy5: Inhibition of Aggression (مهار خشونت)

- هدف: ارزیابی تمایل به مهار خشم و خشونت.

- علائم: تلاش برای کنترل خشم و نشان دادن آرامش ظاهری.

4. مقیاس Pd (Psychopathic Deviate):

این مقیاس به بررسی رفتارهای ضداجتماعی و عدم تبعیت از قوانین اجتماعی می‌پردازد. خرده‌مقیاس‌های آن شامل:

Pd1: Authority Problems (مشکلات با مقامات)

- هدف: ارزیابی مشکلات در رابطه با مقامات یا قوانین.

- علائم: بی‌احترامی به قوانین و مقامات.

Pd2: Social Imperturbability (آرامش اجتماعی)

- هدف: ارزیابی تمایل به نشان دادن آرامش در موقعیت‌های اجتماعی.

- علائم: رفتار آرام و بی‌تفاوت در برابر انتقاد.

Pd3: Social Alienation (جداشدگی اجتماعی)

- هدف: ارزیابی احساس دوری از جامعه.

- علائم: احساس جداشدگی و عدم تعلق به دیگران.

 

Pd4: Self-Alienation (جداشدگی از خود)

- هدف: ارزیابی احساس دوری از خود.

- علائم: احساس بیگانگی از احساسات و رفتارهای خود.

Pd5: Familial Discord (اختلاف خانوادگی)

- هدف: ارزیابی اختلافات خانوادگی.

- علائم: وجود تنش‌های خانوادگی و عدم ارتباط مناسب.

 

 

مقیاس‌های 567 در MMPI-2 شامل مقیاس‌های اصلی (بالینی)، کمکی، محتوایی و اعتباری هستند که هر کدام به بررسی جنبه‌های مختلف شخصیت، رفتار و علائم روانی می‌پردازند. این مقیاس‌ها به روانشناسان کمک می‌کنند تا تصویری دقیق و جامع از وضعیت روانی فرد به دست آورند و در صورت لزوم، راهکارهای درمانی مناسب ارائه دهند.

 

 

آزمون F (که معمولاً در تحلیل واریانس یا ANOVA و رگرسیون به کار می‌رود) به نسبت نرمال نبودن داده‌ها حساسیت کمتری دارد، به این معنا که انحراف از فرض نرمال بودن توزیع داده‌ها تأثیر خیلی شدیدی بر نتایج آن نمی‌گذارد. این ویژگی به دلایل آماری و ریاضی مربوط به ساختار آزمون F و مفروضات زیربنایی آن است. بیایید این موضوع را مرحله به مرحله توضیح دهیم:

* چرا آزمون F به نرمال نبودن خیلی حساس نیست؟

1. **قضیه حد مرکزی (Central Limit Theorem):**
- آزمون F معمولاً در شرایطی استفاده می‌شود که میانگین‌ها یا واریانس‌ها را مقایسه می‌کنیم (مثل ANOVA). وقتی اندازه نمونه‌ها به اندازه کافی بزرگ باشد (معمولاً  n > 30 )، قضیه حد مرکزی تضمین می‌کند که توزیع میانگین‌ها یا واریانس‌های نمونه به نرمال نزدیک می‌شود، حتی اگر داده‌های اصلی نرمال نباشند. این باعث می‌شود آزمون F در برابر انحرافات متوسط از نرمال بودن مقاوم (Robust) باشد.

2. **تمرکز بر واریانس، نه شکل توزیع:**
- آزمون F بیشتر به پراکندگی داده‌ها (واریانس) توجه دارد تا شکل دقیق توزیع آن‌ها. اگر داده‌ها کمی چوله (Skewed) باشند یا از نرمال بودن فاصله داشته باشند، تا وقتی که واریانس‌ها به‌طور معقول پایدار باشند، نتیجه آزمون F خیلی تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.

3. **مقاومت ذاتی توزیع F:**
- توزیع F به طور طبیعی برای کار با نسبت واریانس‌ها طراحی شده و ذاتاً انعطاف‌پذیر است. این توزیع حتی در شرایطی که داده‌ها کاملاً نرمال نیستند، به‌خوبی عمل می‌کند، به‌ویژه اگر انحرافات شدید نباشد (مثلاً چولگی یا کشیدگی متوسط).

4. **اثر اندازه نمونه:**
- در نمونه‌های بزرگ، اثر انحراف از نرمال بودن کمرنگ‌تر می‌شود، چون واریانس‌ها به‌عنوان تخمین‌گرهای پایدار عمل می‌کنند. در مقابل، در نمونه‌های کوچک، نرمال نبودن می‌تواند تأثیر بیشتری داشته باشد، اما حتی در این حالت، آزمون F معمولاً قابل اعتماد باقی می‌ماند، مگر اینکه انحراف خیلی شدید باشد (مثلاً توزیع‌های بسیار چوله یا دارای داده‌های پرت زیاد).

*چه زمانی حساسیت بیشتری پیدا می‌کند؟
آزمون F در برابر نرمال نبودن کاملاً بی‌تفاوت نیست. در شرایط زیر ممکن است نتایج آن تحت تأثیر قرار بگیرند:
- **انحراف شدید از نرمال بودن:** مثلاً توزیع‌های بسیار چوله (Skewed) یا با کشیدگی زیاد (Kurtosis بالا).
- **نمونه‌های خیلی کوچک:** وقتی ( n ) کم است و داده‌ها نرمال نیستند، تخمین واریانس‌ها ناپایدار می‌شود.
- **داده‌های پرت (Outliers):** وجود داده‌های پرت می‌تواند واریانس را به‌طور غیرواقعی افزایش یا کاهش دهد و آزمون را تحت تأثیر قرار دهد.

* مقایسه با آزمون‌های دیگر
برخلاف آزمون‌هایی مثل آزمون t (که به نرمال بودن داده‌ها حساس‌تر است، به‌ویژه در نمونه‌های کوچک)، آزمون F به دلیل تمرکز بر نسبت واریانس‌ها و استفاده در تحلیل‌های گروهی، مقاومت بیشتری دارد. به همین دلیل، در عمل، محققان اغلب از آزمون F حتی با داده‌های غیرنرمال استفاده می‌کنند و اگر شک داشته باشند، از روش‌های جایگزین (مثل آزمون‌های ناپارامتریک نظیر کروسکال-والیس) یا شبیه‌سازی (مثل بوت‌استرپ) کمک می‌گیرند.

Schema (روان‌بنه)

  • معنا: در روان‌شناسی شناختی، "Schema" به یک ساختار یا چارچوب ذهنی اشاره دارد که برای سازمان‌دهی و تفسیر اطلاعات به کار می‌رود. این اصطلاح توسط ژان پیاژه در نظریه رشد شناختی معرفی شد و بعدها در علوم شناختی گسترش یافت.
  • کاربرد: به الگوهای فکری انعطاف‌پذیر و قابل تغییری گفته می‌شود که از تجربه شکل می‌گیرند. مثلاً "روان‌بنه یک مهمانی" شامل انتظاراتی مثل غذا، موسیقی و صحبت است.
  • تلفظ: /ˈskiːmə/ (اسکیما)
  • ترجمه فارسی: معمولاً "روان‌بنه" یا گاهی "طرح‌واره شناختی".

Scheme (طرح یا برنامه)

  • معنا: "Scheme" به یک برنامه، نقشه یا استراتژی سازمان‌یافته اشاره دارد که معمولاً برای رسیدن به هدفی خاص طراحی شده است. این واژه بیشتر در زمینه‌های روزمره یا برنامه‌ریزی (مثلاً طرح تجاری) استفاده می‌شود و کمتر به روان‌شناسی شناختی مربوط است.
  • کاربرد: مثلاً "طرحی برای ساخت یک خانه" یا "طرحی برای فریب کسی". در روان‌شناسی، گاهی در زمینه‌های خاص (مثل نظریه‌های تصمیم‌گیری) به کار می‌رود، اما نه به معنای روان‌بنه.
  • تلفظ: /skiːm/ (اسکیم)
  • ترجمه فارسی: معمولاً "طرح"، "برنامه" یا "نقشه".

چرا "روان‌بنه" به Schema برمی‌گردد؟

در متون روان‌شناسی فارسی، "روان‌بنه" به عنوان معادل "Schema" جا افتاده است، چون این اصطلاح به چارچوب‌های ذهنی‌ای اشاره دارد که در یادگیری، حافظه و رشد شناختی نقش دارند. مثلاً در نظریه پیاژه، روان‌بنه‌ها (Schemas) واحدهای اساسی شناخت هستند که با سازگاری (Assimilation) و تطابق (Accommodation) تغییر می‌کنند. اما "Scheme" چنین مفهومی ندارد و بیشتر به برنامه‌ریزی آگاهانه یا استراتژی اشاره می‌کند.

نظریه سیستم‌های پویا (Dynamic Systems Theory یا DST) یک چارچوب نظری است که برای توضیح رشد شناختی، حرکتی و رفتاری انسان به کار می‌رود. این نظریه از مفاهیم علوم پیچیدگی و سیستم‌های پویا الهام گرفته شده و بر این ایده استوار است که رشد، نتیجه تعاملات مداوم و غیرخطی بین اجزای مختلف یک سیستم (مانند مغز، بدن و محیط) است. برخلاف نظریه‌های سنتی مانند نظریه مراحل پیاژه که رشد را به صورت خطی و مرحله‌ای می‌بیند، DST رشد را فرآیندی پویا، خودسازمان‌دهنده و وابسته به زمینه (context-dependent) توصیف می‌کند.

اصول کلیدی نظریه سیستم‌های پویا

  1. خودسازمان‌دهی (Self-Organization): توانایی‌های شناختی و رفتاری از طریق تعاملات خودجوش بین اجزای سیستم (مانند نورون‌ها، عضلات، و محرک‌های محیطی) بدون نیاز به یک برنامه‌ریزی یا دستورالعمل از پیش تعیین‌شده پدیدار می‌شوند. برای مثال، یادگیری راه رفتن نتیجه هماهنگی بین سیستم عصبی، قدرت عضلانی و بازخورد محیطی است.
  2. تعامل چندسطحی (Multilevel Interaction): رشد در سطوح مختلف (زیستی، روان‌شناختی، اجتماعی) به صورت همزمان رخ می‌دهد و هر سطح بر دیگری تأثیر می‌گذارد. مثلاً، رشد زبان تحت تأثیر ساختار مغز، تعاملات اجتماعی و فرهنگ است.
  3. حساسیت به شرایط اولیه (Sensitivity to Initial Conditions): تغییرات کوچک در شرایط اولیه (مانند کیفیت مراقبت در کودکی) می‌توانند به تفاوت‌های بزرگی در نتایج رشد منجر شوند.
  4. تغییر غیرخطی (Nonlinear Change): پیشرفت در رشد شناختی ممکن است ناگهانی یا ناپیوسته باشد، مانند جهش ناگهانی در درک مفاهیم انتزاعی پس از دوره‌ای از تمرین و تجربه.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

نرم‌افزار محاسبه حجم نمونه با نمایش فرمول

طراحی: دکتر جواد عینی پور

فرمول کوکران

معادلات ساختاری

هنجاریابی

تحلیل چندمتغیره

انواع سبک های یادگیری کلب

نوع یادگیرنده

 

جنبههای طرح درس

شرح فعالیتها

توضیح بیشتر

مشاهدة عینی

ابتکاری- تخیلی

انگیزش

- خلق تجربه

- دانشجویان با موقعیتهای واقعی یا شبیهسازی شده درگیر میشوند.

بازدید میدانی از صحنه واقعی

- تأمل روی تجربه

- بحث گروهی برای تحلیل اولیه تجربه و ارتباط آن با مفاهیم درس.

مباحثه اولیه پیرامون موضوع

مشاهدة تأمل

تحلیلی

توسعة مفهوم

- تأملهای همه‌جانبه

- پردازش دانستارها از طریق مشاهده و تفکر انتزاعی.

دانشجو درباره آگهش‌های دریافتی خویش بیشتر فکر می‌کند

- ارائه و توسعة نظریهها

- تدوین نظریهها و مفاهیم بر اساس مشاهده ها

دانشجو استنباط‌های خویش را از مشاهده صورت‌بندی می‌کند.

مفهومسازی انتزاعی

عقل سلیم

تمرین

- تمرین و تقویت دانستارها

- فرموله‌کردن نظریهها و آزمایش کارایی آنها در عمل.

دانشجو در عمل موضوع را تمرین می‌کند.

- شخصی کردن تجربه

- شخصی‌سازی تجربهها برای درک عمیقتر مفاهیم.

دانشجو پیوندهای شخصی خویش درباره موضوع را باز می یابد.

آزمایشگری فعال

پویا

کاربرد

- تهیة طرحی برای به‌کارگیری مفاهیم جدید

- اجرای عملی مفاهیم در موقعیتهای جدید.

دانشجو برای موضوع طرحی جدید پیشنهاد می‌دهد.

- اجرا و سهیم کردن دیگران

- اشتراک‌گذاری نتایج با دیگران و دریافت بازخورد.

دانشجو طرح خویش را با دیگران به اشتراک می‌گذارد و نقاط قوت و ضعف آن را کشف می‌کند.

نوع طرح پژوهش آمیخته

سطح ترکیب

جهتگیری زمانی

تأکید بر رویکردها

مثال

طرح ترکیبی جزئی همزمان

جزئی (ترکیب در مراحل محدود)

همزمان

وزن یکسان

بررسی تأثیر یادگیری مشارکتی بین دانشجویان با استفاده از امتیازهای کمی (امتحان ها) و یادداشتهای کیفی (آزمودارهای کلاسی) به صورت همزمان.

طرح ترکیبی کامل همزمان

کامل (ترکیب در همه مراحل)

همزمان

وزن یکسان

مطالعه رابطه بین نگرش معلمان ریاضی (کمی) و تحلیل کیفی راهبردهای آموزشی با ترکیب داده ها در مراحل تحلیل و استنباط.

طرح ترکیبی کامل متوالی

کامل

متوالی

وزن یکسان

تقسیم معلمان به گروههای بر اساس پاسخهای کمی، سپس مقایسه نتایج با دادههای کیفی برای بررسی دلایل موفقیت دانشآموزان.

طرح ترکیبی کامل متوالی با وزن ناهمسان

کامل

متوالی

وزن ناهمسان (کیفی > کمی)

استفاده از مصاحبه های کیفی و گروههای متمرکز در مرحله اول، سپس پرسشنامه کمی در مرحله دوم با تأکید بیشتر بر دادههای کیفی.

طرح ترکیبی نسبی همزمان با وزن برابر

نسبی

همزمان

وزن یکسان

بررسی کیفیت زندگی بیماران پس از پیوند مغز استخوان با مقایسه دادههای کمی و کیفی بهصورت همزمان و وزن برابر.

طرح ترکیبی نسبی همزمان با وزن نابرابر

نسبی

همزمان

وزن ناهمسان

مطالعه بر روی رفتار خشونتآمیز نوجوانان با اولویت بیشتر به دادههای کمی (پرسشنامه) و دادههای کیفی (مصاحبه).

طرح ترکیبی نسبی متوالی با وزن برابر

نسبی

متوالی

وزن یکسان

پژوهش بلندمدت سلامت روان نوجوانان با استفاده از مصاحبه های کیفی، نظرسنجی های کمی و مداخلات تجربی در مراحل مختلف.

طرح ترکیبی نسبی متوالی با وزن نابرابر

نسبی

متوالی

وزن ناهمسان

بررسی ترس از سقوط در سالمندان با اولویت به دادههای کمی در مرحله اول و تحلیل کیفی در مرحله دوم.

طرح تحولمحور

کامل

متنوع

وزن ناهمسان (کیفی غالب)

بررسی تأثیر سیاستهای آموزشی بر نابرابری جنسیتی با ترکیب آمارهای کمی و روایتهای کیفی برای حمایت از تغییرهای اجتماعی.

طرح تو درتو (نیمرخی)

جزئی

همزمان یا متوالی

وزن ناهمسان

در یک پژوهش کمی (آزمایش بالینی)، جمعآوری داده های کیفی محدود (مصاحبه با بیماران) برای درک تجربه شخصی از درمان.

منبع پرسشنامه:

پرسشنامه سازگاری دانش‌آموزان توسط سینها و سینگ در سال 1993 طراحی و تدوین شده است.

این پرسشنامه به فارسی ترجمه شده و توسط کرمی در سال 1998 مورد استفاده قرار گرفته است.

هدف پرسشنامه:

این پرسشنامه برای سنجش سازگاری اجتماعی، هیجانی و تحصیلی دانش‌آموزان طراحی شده است.

سازگاری اجتماعی شامل توانایی فرد در تعامل با محیط اجتماعی است.

سازگاری هیجانی به سلامت روانی، رضایت از زندگی و هماهنگی احساسات، فعالیت‌ها و افکار فرد اشاره دارد.

سازگاری تحصیلی شامل واکنش‌های فرد به محیط مدرسه و فعالیت‌های تحصیلی است.

 

ساختار پرسشنامه:

پرسشنامه شامل 60 سوال است که به سه حوزه اصلی تقسیم می‌شود:

سازگاری اجتماعی (سوالات 1 تا 20)

سازگاری هیجانی (سوالات 21 تا 40)

سازگاری تحصیلی (سوالات 41 تا 60)

نحوه نمره‌گذاری:

پاسخ‌ها به صورت بله (نمره 1) و خیر (نمره 0) کدگذاری می‌شوند.

برخی سوالات به صورت معکوس نمره‌گذاری می‌شوند (با علامت ® مشخص شده‌اند). در این سوالات، پاسخ "بله" نمره 0 و پاسخ "خیر" نمره 1 دریافت می‌کند.

نمره کلی سازگاری از مجموع نمرات سوالات محاسبه می‌شود. نمره بالاتر نشان‌دهنده سازگاری بهتر است.

پایایی و روایی:

ضریب پایایی این پرسشنامه با روش دو نیمه کردن و بازآزمایی به ترتیب 0.93 و 0.95 گزارش شده است.

ضریب کودر-ریچاردسون نیز 0.89 گزارش شده است که نشان‌دهنده پایایی بالای پرسشنامه است.

روایی سازه پرسشنامه نیز از طریق تحلیل عاملی تأیید شده است.

کاربرد پرسشنامه:

این پرسشنامه برای ارزیابی سازگاری دانش‌آموزان در محیط مدرسه و شناسایی مشکلات احتمالی در حوزه‌های اجتماعی، هیجانی و تحصیلی استفاده می‌شود. همچنین می‌توان از آن برای بررسی تأثیر مداخلات آموزشی و روان‌شناختی بر بهبود سازگاری دانش‌آموزان استفاده کرد.

 

شماره سوال

متن سوال

معکوس بودن (®)

1

آیا همیشه از چیزی در مدرسه خودتان می‌ترسید؟

®

2

آیا از معاشرت کردن با هم‌کلاسی‌هایتان دوری می‌کنید؟

®

3

آیا آنچه را که خوانده‌اید به زودی فراموش می‌کنید؟

®

4

اگر هم‌کلاسی‌هایتان کار غیرعاقلانه‌ای انجام دهند، آیا فوراً با آن‌ها اوقات تلخی می‌کنید؟

®

5

آیا کمرو هستید؟

®

6

آیا از امتحان می‌ترسید؟

®

7

آیا به خاطر اشتباهاتتان نگران سرزنش معلمتان هستید؟

®

8

وقتی موضوعی را درک نمی‌کنید، آیا در سؤال کردن تردید دارید؟

®

9

آیا فهمیدن درس‌هایی که در کلاس تدریس می‌شود برای شما مشکل است؟

®

10

آیا نسبت به دوستانی که معلمتان از آن‌ها قدردانی می‌کند، حسادت می‌ورزید؟

®

11

زمانی که تعدادی از معلمان با هم هستند، آیا بدون هیچ ناراحتی پیش آن‌ها می‌روید؟

 

12

آیا می‌توانید از درس‌هایی که در کلاس تدریس می‌شود، به درستی یادداشت بردارید؟

 

13

آیا نسبت به هم‌کلاسی‌هایی که فکر می‌کنید بهتر از شما هستند، احساس ناراحتی می‌کنید؟

®

14

آیا گاهی احساس می‌کنید که در مدرسه دوست ندارید؟

®

15

آیا موقع تدریس در کلاس‌تان خمیازه می‌کشید؟

®

16

وقتی متوجه می‌شوید چند دانش‌آموز با هم حرف می‌زنند، آیا فکر می‌کنید از شما بدگویی می‌کنند؟

®

17

آیا می‌توانید با هر شخصی دوست شوید؟

 

18

آیا از روش تدریس معلمتان در مدرسه راضی هستید؟

 

19

وقتی در هیچ‌یک از برنامه‌های مدرسه شرکت نمی‌کنید، آیا عصبی می‌شوید؟

®

20

وقتی تعدادی دانش‌آموز با هم حرف می‌زنند، آیا آزادانه به آن‌ها می‌پیوندید؟

 

21

آیا اگر معلمان مدرسه به مسائل شما توجهی نکنند، احساس ناراحتی می‌کنید؟

®

22

آیا در مدرسه غمگین و پژمرده هستید؟

®

23

آیا دوست دارید به هم‌کلاسی‌هایتان بپیوندید و با آن‌ها کار کنید؟

 

24

آیا از پیشرفت تحصیلی خودتان راضی هستید؟

 

25

آیا احساس می‌کنید معلمان شما را مورد غفلت قرار داده‌اند؟

®

26

آیا سعی می‌کنید توجه معلمان را در کلاس به خود جلب کنید؟

 

27

آیا وقتی مطلبی را مطالعه می‌کنید، احساس می‌کنید سخت است؟

®

28

وقتی دانش‌آموزی از شما شکایت می‌کند، آیا به او صدمه می‌زنید؟

®

29

آیا اغلب احساس می‌کنید باید تنها باشید؟

®

30

آیا معلمان مدرسه همیشه آماده‌اند تا به شما در حل مشکلات تحصیلی کمک کنند؟

 

31

آیا اغلب از مدرسه ناراضی هستید؟

®

32

آیا با دانش‌آموزان مدرسه ارتباط برقرار می‌کنید؟

 

33

آیا در مدرسه، معلمان شما را تحسین می‌کنند؟

 

34

آیا سعی می‌کنید اشتباهات خود را توجیه کنید؟

®

35

آیا دوست دارید در کلاس‌های جدول‌های صندلی جلو بنشینید؟

 

36

آیا اغلب در امتحانات نمره کمتری می‌گیرید؟

®

37

وقتی معلمان در کلاس از شما سوالی می‌پرسند، آیا ناراحت می‌شوید؟

®

38

آیا با هم‌کلاسی‌های خود ارتباطات دوستانه دارید؟

 

39

آیا انگیزه دارید تا تحصیلات بیشتری داشته باشید؟

 

40

آیا وقتی هم‌کلاسی‌هایتان شوخی می‌کنند، ناراحت می‌شوید؟

®

41

آیا در فعالیت‌های مدرسه به طور فعال شرکت می‌کنید؟

 

42

آیا اغلب با هم‌کلاسی‌های خود جر و بحث می‌کنید؟

®

43

آیا بعضی وقت‌ها قبل از تعطیل شدن مدرسه به خانه می‌روید؟

®

44

آیا در مسابقات ورزشی مدرسه شرکت می‌کنید؟

 

45

آیا اغلب معلمان شما را به خاطر انجام ندادن مشق‌هایتان سرزنش می‌کنند؟

®

46

آیا وقتی با دانش‌آموزان کلاس‌های بالاتر صحبت می‌کنید، خجالت می‌کشید؟

®

47

آیا معلمان شما با دانش‌آموزان کلاس‌های بالاتر صحبت می‌کنند؟

 

48

آیا تفاوتی بین نمره‌هایی که توسط معلمان داده می‌شود و نمره‌هایی که توسط هم‌کلاسی‌ها داده می‌شود، وجود دارد؟

®

49

آیا به درسی که در کلاس تدریس می‌شود، توجه می‌کنید؟

 

50

وقتی نمره کم می‌گیرید، آیا فکر می‌کنید نفرت شما نسبت به معلم‌تان افزایش می‌یابد؟

®

51

آیا همیشه آماده‌اید تا به هم‌کلاسی‌های خود کمک کنید؟

 

52

آیا از کتابخانه مدرسه کتاب و مجله می‌گیرید و مطالعه می‌کنید؟

 

53

آیا از معاشرت با دیگر دانش‌آموزان در مدرسه لذت می‌برید؟

 

54

آیا از جنب و جوش دیگر دانش‌آموزان در مدرسه لذت می‌برید؟

 

55

آیا در بحث‌ها شرکت می‌کنید؟

 

56

آیا در برخورد با دانش‌آموزان کلاس‌های بالاتر احساس خوبی دارید؟

 

57

وقتی هم‌کلاسی‌هایتان کتابی از شما می‌خواهند، آیا به آن‌ها خوشحالی می‌دهید؟

 

58

آیا به کارهای تخصصی علاقه‌مند هستید؟

 

59

آیا در مدرسه احساس می‌کنید که مورد پذیرش دیگران هستید؟

 

60

آیا از حضور در مدرسه لذت می‌برید؟

 

نظریه مارشال لینهان (Marsha Linehan) که به عنوان درمان دیالکتیکی رفتاری (DBT) شناخته می‌شود، یک رویکرد روان‌درمانی است که برای درمان اختلال‌های روانی، به ویژه اختلال شخصیت مرزی (BPD)، طراحی شده است. این نظریه ترکیبی از رویکردهای شناختی-رفتاری با مفاهیم فلسفی دیالکتیک است و بر تعادل بین پذیرش و تغییر تأکید می‌کند. در زیر به طور کامل به شرح این نظریه پرداخته می‌شود:

---

مبانی نظریه مارشال لینهان

1. دیالکتیک (Dialectics):

   - دیالکتیک به معنای تعامل بین دو نیروی متضاد برای ایجاد تغییر است. در DBT، این مفهوم به تعادل بین پذیرش (پذیرش خود و شرایط فعلی) و تغییر (تلاش برای بهبود و رشد) اشاره دارد.

   - مثال: پذیرش احساس‌های دردناک در عین تلاش برای تغییر رفتارهای ناسازگار.

2. بیوسوشیال تئوری (Biosocial Theory):

   - لینهان معتقد است که اختلال شخصیت مرزی و سایر مشکل‌های روانی ناشی از تعامل بین عامل‌های زیستی و محیطی است.

   - عامل‌های زیستی: شامل حساسیت هیجانی بالا، شدت هیجانی زیاد و کندی بازگشت به حالت عاطفی پایه.

   - عامل‌های محیطی: شامل محیط‌های بی‌اعتبارساز (Invalidating Environments) که در آن احساس‌ها و تجربه‌های فرد نادیده گرفته یا رد می‌شود.

---

چهار مؤلفه اصلی DBT

1. مهارت‌آموزی (Skills Training):

   - هدف: آموزش مهارت‌های لازم برای مدیریت هیجان‌ها، بهبود رابطه‌ها و افزایش تحمل پریشانی.

   - مهارت‌ها در چهار گروه اصلی آموزش داده می‌شوند:

     - ذهن‌آگاهی (Mindfulness): افزایش آگاهی از لحظه حال بدون قضاوت.

     - تنظیم هیجانی (Emotion Regulation): مدیریت و تعدیل هیجان‌های شدید.

     - تحمل پریشانی (Distress Tolerance): تحمل و پذیرش موقعیت‌های دشوار بدون واکنش‌های مخرب.

     - کارایی بین‌فردی (Interpersonal Effectiveness): بهبود رابطه‌ها و بیان نیازها به شیوه‌ای مؤثر.

2. درمان فردی (Individual Therapy):

   - تمرکز بر حل مشکل‌های فعلی و افزایش انگیزه برای تغییر.

   - درمانگر و بیمار با هم همکاری می‌کنند تا رفتارهای ناسازگار را شناسایی و تغییر دهند.

3. مشاوره تلفنی (Phone Coaching):

   - بیماران می‌توانند در موقعیت‌های بحرانی با درمانگر تماس بگیرند تا راهکارهای فوری برای مدیریت موقعیت‌های دشوار دریافت کنند.

4. تیم مشاوره درمانگران (Therapist Consultation Team):

   - درمانگران DBT به صورت تیمی کار می‌کنند تا از یکدیگر حمایت کنند و کیفیت درمان را بهبود بخشند.

---

مراحل درمان DBT

1. مرحله اول: کاهش رفتارهای تهدیدکننده زندگی:

   - هدف: کاهش رفتارهای خودکشی‌گرایانه، خودآزاری و سایر رفتارهای پرخطر.

2. مرحله دوم: کاهش رفتارهای مختل‌کننده درمان:

   - هدف: کاهش رفتارهایی که مانع پیشرفت درمان می‌شوند، مانند غیبت از جلسات یا عدم مشارکت فعال.

3. مرحله سوم: بهبود کیفیت زندگی و حل مشکل‌ها:

   - هدف: بهبود عملکرد کلی فرد، افزایش رضایت از زندگی و حل مشکل‌های روزمره.

4. مرحله چهارم: افزایش احساس کامل‌بودن و شادی:

   - هدف: دستیابی به احساس رضایت عمیق و معنادار در زندگی.

---

مفاهیم کلیدی DBT

1. پذیرش رادیکال (Radical Acceptance):

   - پذیرش کامل واقعیت بدون مقاومت یا قضاوت. این مفهوم به افراد کمک می‌کند تا با موقعیت‌های دشوار کنار بیایند.

2. ذهن‌آگاهی (Mindfulness):

   - تمرکز بر لحظه حال و افزایش آگاهی از فکرها، احساس‌ها و رفتارها بدون قضاوت.

3. تعادل دیالکتیکی (Dialectical Balance):

   - ایجاد تعادل بین پذیرش و تغییر، و بین استقلال و وابستگی.

---

کاربردهای DBT

- اختلال شخصیت مرزی (BPD): DBT به عنوان درمان اصلی برای BPD شناخته می‌شود.

- افسردگی و اضطراب: برای مدیریت هیجان‌های شدید و بهبود کیفیت زندگی.

- اختلال‌های خوردن: برای تنظیم هیجان‌ها و کاهش رفتارهای مخرب.

- سوءمصرف مواد: برای افزایش تحمل پریشانی و کاهش رفتارهای پرخطر.

---

انتقادها و محدودیت‌ها

1. زمان‌بر بودن: DBT نیاز به جلسات منظم و طولانی‌مدت دارد.

2. نیاز به تعهد بالا: بیماران باید به طور فعال در درمان مشارکت کنند.

3. محدودیت در دسترسی: همه درمانگران آموزش DBT ندارند و دسترسی به این درمان ممکن است دشوار باشد.

---

جمع‌بندی

نظریه مارشال لینهان با ترکیب مفاهیم دیالکتیک و رویکردهای شناختی-رفتاری، یک چارچوب مؤثر برای درمان اختلال‌های روانی، به ویژه اختلال شخصیت مرزی، ارائه می‌دهد. این رویکرد با تأکید بر پذیرش و تغییر، به افراد کمک می‌کند تا هیجان‌های خود را مدیریت کنند، رابطه‌های خود را بهبود بخشند و کیفیت زندگی خود را افزایش دهند.

نظریه‌پرداز

مراحل رشد اخلاقی

تمرکز اصلی

روش تحقیق

جنسیت‌محوری

انتقادها و محدودیت‌ها

ژان پیاژه

۱. مرحله پیش‌اخلاقی (۰-۵ سال)
۲. مرحله اخلاق اطاعت (۵-۱۰ سال)
۳. مرحله اخلاق خودمختاری (۱۰ سال به بالا)

رشد شناختی و درک کودکان از قوانین و عدالت

مشاهده و مصاحبه با کودکان در بازی‌ها و موقعیت‌های اخلاقی

خنثی (تمرکز بر کودکان بدون توجه به جنسیت)

محدود به کودکان و نوجوانان؛ عدم توجه به تفاوت‌های فرهنگی

لارنس کلبرگ

۱. سطح پیش‌متعارف (اطاعت و فردگرایی)
۲. سطح متعارف (همنوایی و حفظ نظم اجتماعی)
۳. سطح پس‌متعارف (اصول جهانی اخلاقی)

رشد استدلال اخلاقی و عدالت

مصاحبه‌های عمیق با افراد درباره معضلات اخلاقی (مانند معضل هاینز)

مردمحور (تمرکز بر عدالت و قوانین)

انتقاد گلیگان به مردمحور بودن؛ عدم توجه به مراقبت و روابط

کارول گلیگان

۱. جهت‌گیری به سوی خود
۲. جهت‌گیری به سوی دیگران
۳. جهت‌گیری به سوی تعادل بین خود و دیگران

اخلاق مراقبت و روابط بین‌فردی

مصاحبه با زنان درباره تجربیات اخلاقی و تصمیم‌گیری‌ها

زن‌محور (تمرکز بر مراقبت و روابط)

محدودیت در تعمیم به همه افراد؛ انتقاد به دوقطبی‌سازی عدالت و مراقبت

الیوت توریل

۱. حوزه اجتماعی (قوانین و هنجارها)
۲. حوزه شخصی (حقوق فردی)
۳. حوزه اخلاقی (عدالت و رفاه دیگران)

تمایز بین حوزه‌های اجتماعی، شخصی و اخلاقی

تحقیقات تجربی درباره درک کودکان و نوجوانان از قوانین و هنجارها

خنثی

تمرکز محدود بر تمایز بین حوزه‌ها؛ عدم توجه به رشد اخلاقی در بزرگسالی

جاناتان هایت

۱. مراقبت/آسیب
۲. انصاف/تقابل
۳. وفاداری/خانواده
۴. احترام/اقتدار
۵. پاکی/تقدس

روان‌شناسی اخلاقی و نقش احساسات در تصمیم‌گیری‌های اخلاقی

تحقیقات بین‌فرهنگی و بررسی پایه‌های اخلاقی

خنثی

انتقاد به عدم توازن بین پایه‌های اخلاقی؛ پیچیدگی در تعمیم‌پذیری

نظریه گرین و راشلین (Green & Rachlin) به یک مدل رفتاری در روانشناسی و اقتصاد رفتاری اشاره دارد که بر روی خودکنترلی (Self-Control)، ارزشگذاری زمانی (Temporal Discounting)، و انتخابهای بین دورهای (Intertemporal Choice) تمرکز میکند. این نظریه توسط لئونارد گرین (Leonard Green) و هاوارد راشلین (Howard Rachlin) توسعه یافته و در زمینه درک رفتارهای انسان در مواجهه با پاداشهای فوری در مقابل پاداشهای آتی کاربرد دارد.

---

مبانی نظریه
۱. ارزشگذاری زمانی (Temporal Discounting):
   - افراد معمولاً پاداشهای فوری را نسبت به پاداشهای آتی ارزش بیشتری میدهند، حتی اگر پاداش آتی بزرگتر باشد. این پدیده به عنوان کاهش ارزش زمانی شناخته میشود.
   - مثال: انتخاب بین دریافت ۱۰۰ هزار تومان امروز یا ۱۵۰ هزار تومان پس از یک ماه. بسیاری افراد گزینه اول را انتخاب میکنند.

۲. هیپربولیک دیسکانتینگ (Hyperbolic Discounting):
   - گرین و راشلین نشان دادند که کاهش ارزش پاداشها بر اساس زمان، به صورت منحنی هیپربولیک است، نه خطی یا نمایی. این بدان معناست که:
     - ارز ش پاداشها در زمانهای نزدیک بهصورت چشمگیری کاهش مییابد.
     - در زمانهای دورتر، نرخ کاهش ارزش کندتر میشود.

- فرمول ریاضی آن:
V=X/1+(K*D)​
   
   
     - \(V\): ارزش فعلی پاداش  
     - \(A\): مقدار پاداش  
     - \(D\): تأخیر زمانی  
     - \(k\): ثابت کاهش ارزش (وابسته به فرد).

۳. خودکنترلی و تعهد (Commitment Strategies):
   - افراد برای مقابله با کاهش ارزش زمانی، از استراتژیهای تعهد (Commitment Devices) استفاده میکنند.  
   - مثال: قرار دادن پول در حساب پسانداز قفلشده تا از خرج کردن آن برای خریدهای لحظهای جلوگیری شود.

---

کاربردهای نظریه
۱. اقتصاد رفتاری:
   - توضیح رفتارهای مالی مانند پسانداز نکردن، قرض گرفتن با بهره بالا، یا سرمایهگذاریهای کوتاهمدت.

۲. سلامت روان:
   - درک اعتیاد (مصرف مواد مخدر برای لذت فوری، علیرغم پیامدهای منفی آتی).  
   - درمانهای مبتنی بر افزایش خودکنترلی، مانند برنامههای ترک اعتیاد.

۳. مدیریت زمان:
   - طراحی سیستمهای پاداشدهی برای افزایش بهرهوری (مثلاً پاداشهای کوچک روزانه برای تکمیل پروژههای بزرگ).

---

انتقادات به نظریه
۱. سادهسازی بیش از حد:
   - برخی منتقدان معتقدند این نظریه عوامل فرهنگی، اجتماعی، و شناختی پیچیدهتر را نادیده میگیرد.

۲. تفاوتهای فردی:
   - ثابت \(k\) (نرخ کاهش ارزش) بین افراد متفاوت است و تحت تأثیر عواملی مانند شخصیت، تجربه، و شرایط محیطی قرار میگیرد.

۳. تأثیر عوامل بیرونی:
   - نظریه کمتر به نقش قوانین، هنجارهای اجتماعی، یا فشارهای اقتصادی در تصمیمگیری میپردازد.

---

مثال عملی
- سناریو: فردی میخواهد سیگار را ترک کند.  
  - پاداش فوری: لذت سیگار کشیدن (ارزش بالا).  
  - پاداش آتی: سلامت بهتر و صرفهجویی مالی (ارزش بالاتر، اما با تأخیر).  
  - راهحل مبتنی بر نظریه: ایجاد تعهد (مثلاً قرارداد مالی با دوست که در صورت سیگار کشیدن جریمه پرداخت کند).

---

جمعبندی
نظریه گرین و راشلین ابزاری قدرتمند برای تحلیل رفتارهای انسان در مواجهه با تعارض بین پاداشهای کوتاهمدت و بلندمدت است. این نظریه در حوزههای روانشناسی، اقتصاد، و حتی طراحی سیاستهای عمومی (مانند مالیات بر سیگار) کاربرد گستردهای دارد.

 

برای اجرای تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر  در SPSS، مراحل زیر را دنبال کنید:

---

1. آماده سازی داده ها

- داده ها باید شامل:

- متغیر بین گروهی (Between-Subject Factor): یک متغیر مستقل با سطوح مجزا (مثلاً دو گروه آزمایش و کنترل).

- متغیر درونگروهی (Within-Subject Factor): متغیر تکرارشونده (مثلاً زمانهای اندازه گیری).

- متغیر وابسته: مقادیر اندازه گیری شده در هر سطح از متغیر درون گروهی.

---

2. ورود داده ها به SPSS

- دادهها معمولاً به صورت Wide Format وارد میشوند (هر سطر نماینده یک شرکت کننده و ستونها مربوط به زمان ها و گروه هاست).

---

3. اجرای Mixed ANOVA

- مسیر منوها:

Analyze → General Linear Model → Repeated Measures.

1. تعریف فاکتور درونگروهی:

- در پنجره `Repeated Measures Define Factor(s)`:

- نام فاکتور درون گروهی را وارد کنید (مثلاً "زمان").

- تعداد سطوح (Levels) را مشخص کنید (مثلاً ۳ زمان).

- دکمه `Add` را بزنید → `Define`.

2. انتخاب متغیرها:

- در پنجره جدید:

- متغیرهای مربوط به هر سطح درونگروهی را به `Within-Subjects Variables` منتقل کنید (مثلاً زمان۱، زمان۲، زمان۳).

- متغیر بینگروهی (گروه) را به `Between-Subjects Factor(s)` منتقل کنید.

3. تنظیم گزینه ها (اختیاری):

- Plots: برای ترسیم نمودار تعامل.

- Post Hoc: اگر متغیر بینگروهی بیش از دو سطح دارد، آزمونهای تعقیبی (مثل توکی) را انتخاب کنید.

- Options:

- نمایش میانگین های حاشیه ای (Estimated Marginal Means).

- انتخاب `Descriptive statistics` و `Effect size`.

---

4. تفسیر خروجیها

- آزمونهای فرضیه:

- Mauchly’s Test of Sphericity: اگر مقدار *p* < ۰.۰۵ باشد، از تصحیح Greenhouse-Geisser استفاده کنید.

- Within-Subjects Effects: اثر اصلی متغیر درونگروهی و تعامل آن با متغیر بین گروهی.

- Between-Subjects Effects: اثر اصلی متغیر بینگروهی.

- نمودار تعامل: بررسی همگرایی/واگرایی خطوط برای تفسیر تعامل.

---

5. بررسی مفروضات

- نرمالبودن: از آزمون شاپیرو-ویلک یا نمودار Q-Q استفاده کنید.

- همگنی واریانسها: آزمون لوین (Levene’s Test) برای متغیر بینگروهی.

- کرویت (Sphericity): با آزمون Mauchly بررسی میشود.

---

مثال عملی

سناریو: مقایسه اضطراب در ۲ گروه (آزمایش/کنترل) در ۳ زمان (پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری).

- بین گروهی: گروه (۲ سطح).

- درون گروهی: زمان (۳ سطح).

- خروجی کلیدی:

- اثر اصلی زمان (`Partial Eta Squared` اندازه اثر).

- تعامل گروه × زمان (اگر معنادار باشد، تحلیل ساده اثرها الزامی است).

---

توجه

- برای داده های گمشده، از گزینه `EM Means` یا روشهای جایگزینی مانند چندگانگی استفاده کنید.

- در صورت نقض مفروضه ها، تحلیلهای جایگزین (مثل ANOVA با تصحیح Greenhouse-Geisser) را اجرا کنید.

با دنبال کردن این مراحل، می توانید تحلیل واریانس آمیخته را در SPSS به صورت صحیح اجرا و نتایج را تفسیر کنید.

آیا می دانید وقتی از شما می خواهند به سبک APA گزارش آماری جداول را بنویسید، منظور چیست؟

به این گزارش ها دقت کنید.

همانگونه که در جدول شماره(2) مشاهده می شود، متفیر عزت نفس می تواند به صورت معنادار پیشرفت تحصیلی را پیش بینی کند(Beta=0.36,P<0.01). 

نتایج جدول فوق نشان می دهد که رفتاردرمانی بر کاهش بیش فعالی مؤثر بود(t=3.89,P<0.01). 

به طور خلاصه منظور آن است که تنها اصل نتیجه را بنویسید و در داخل پرانتز معیار آماری و سطح معناداری آن را ذکر کنید. معیارهای آماری شامل Z-T-F-Beta و نظایر آن می شود. 

lancersara.com

اهمیت یک تحلیل آماری درست است که تلاش های یک محقق را به خوبی نشان می دهد. تحلیل آماری صحیح، اعتبار نتایج پژوهش را افزایش می‌دهد. وقتی داده‌ها به درستی تحلیل شوند، نتایج قابل اعتمادتر و معتبرتر خواهند بود. این امر به پژوهشگران کمک می‌کند تا یافته‌های خود را با اطمینان بیشتری منتشر کنند و در جامعه علمی پذیرفته شوند. نظر به اینکه همیشه دوست داشتم زحمت ها و تلاش های محققان و پژوهشگران با صحیح ترین روش های آماری تحلیل گردد، این مطلب را برای پاسخ به این مطالبه به اشتراک می گذارم. به عبارت دیگر، تیم حرفه ای تحلیل آماری که زیر نظر این جانب مشغول به کار هستند، آماده انجام این کار هستند تا مناسبترین گزارش های تحلیلی را آماده ارائه نمایند. دانشجویان، اساتید و محققان در صورت تمایل می توانند با ارسال 

1- فرم اکسل یا spss داده های خام(در تحلیل کمی)

2- فرم word مصاحبه های تایپ شده

3- فرضیه ها/ سوال ها

4- ابزارها و شیوه نمره گذاری آن(در تحلیل کمی)

5- فرم مصاحبه در تحلیل کیفی

درخواست خویش برای تحلیل آماری را برای ما ارسال نمایند. ما پس از تحلیل و تنظیم گزارش کامل آن، برای ارایه و تسلط و اشراف محقق بر گزارش های تنظیمی یک جلسه مشاوره آنلاین رایگان ارائه خواهیم نمود. 

* ارائه درخواست و ارسال فایل از طریق پیام (گوشه سمت چپ همین پست و ارسال به صورت خصوصی) انجام گیرد.  

اسپنس در نظریه خود به بررسی انتخاب بین دو محرک مختلف، مانند دو مربع کوچک و بزرگ، پرداخته و این پدیده را با استفاده از مفاهیم نیرومندی عادت (SHR) و بازداری (IR) توضیح داده است.

 

نحوه حل انتخاب بین دو مربع

  1. نیرومندی عادت (SHR): اسپنس بیان می‌کند که نیرومندی عادت نسبت به محرکی که تقویت می‌شود، با هر تقویت افزایش می‌یابد. در این حالت، اگر یکی از مربع‌ها (مثل مربع بزرگ) به طور مکرر تقویت شود، نیرومندی عادت آن افزایش می‌یابد و زیستار تمایل بیشتری به انتخاب آن خواهد داشت.

  2. بازداری (IR): نسبت به محرکی که تقویت نشده است، بازداری افزایش می‌یابد. اگر مربع کوچک هیچ تقویتی دریافت نکند، تمایل به انتخاب آن کاهش می‌یابد.

  3. جمع جبری تمایل ها: اسپنس معتقد است که نیرومندی عادت و بازداری به صورت جمع جبری ترکیب می‌شوند. بنابراین، وقتی دو مربع ارائه می‌شوند، محرکی که دارای بیشترین نیرومندی عادت خالص است، مورد گرایش قرار می‌گیرد و زیستار به آن پاسخ خواهد داد.

  4. انتظار تقویت (SG-rG): اسپنس همچنین مفهوم SG-rG را معرفی کرد که انتظار تقویت را در زیستار ایجاد می‌کند. هر چه این انتظار بیشتر باشد، اشتیاق زیستار برای انتخاب محرک تقویت‌شده (مثل مربع بزرگ) بیشتر خواهد بود.

  5. تعمیم نیرومندی عادت: اسپنس بر این نکته تأکید دارد که نیرومندی عادت از یک محرک به محرک دیگر تعمیم می‌یابد و این تعمیم به شباهت بین دو محرک وابسته است.

  • منبع:

  • عینی پور، جواد. (1403). دانشنامه روان شناسی. بازیابی از : www.dreynypour.blog.ir 

وجدان (Superego)

تعریف: وجدان بخشی از ساختار روانی فراخود است که به عنوان قاضی درونی عمل می‌کند و مسئولیت قضاوت اخلاقی را بر عهده دارد. این بخش از شخصیت، معیارها و ارزش‌های اجتماعی را که فرد از والدان و جامعه می‌آموزد، در خود جای می‌دهد. 

شکل‌گیری: فروید معتقد است که وجدان در سنین ۳ تا ۶ سالگی شکل می‌گیرد، زمانی که کودک تحت تأثیر آموزه‌های والدان و محیط قرار می‌گیرد. این آموزه‌ها شامل آنچه مجاز یا ممنوع است، به تدریج در ذهن کودک نقش می‌بندد و به او کمک می‌کند تا تصمیم های اخلاقی بگیرد. وجدان از نهی والدگری تشکیل می گردد.

کارکردها:

  • قضاوت اخلاقی: وجدان به فرد کمک می‌کند تا بین درست و غلط تمایز قائل شود.

  • احساس گناه: هنگامی که فرد به رفتارهایی اقدام می‌کند که با معیارهای وجدانش مغایرت دارد، احساس گناه و عذاب وجدان به سراغش می‌آید.

من آرمانی (Ideal Self)

تعریف: من آرمانی بخش دیگری از فراخود است و به تصوری اشاره دارد که فرد از خود دارد و شامل ویژگی‌ها و ارزش‌هایی است که او آرزو دارد به آنها دست یابد. این مفهوم به نوعی از آرمان‌ها و به نهاده های(standard) شخصی فرد مربوط می‌شود.

نقش در شخصیت: من آرمانی بخشی از فراخود (super ego) است که در فرآیند رشد شخصیت شکل می‌گیرد. این بخش به فرد انگیزه می‌دهد تا به سمت اهداف و آرزوهایش حرکت کند و در عین حال، او را تحت فشار قرار می‌دهد تا با معیارهای اجتماعی سازگار باشد. من آرمانی از تحسین و تعریف والدگری تشکیل می یابد.

منبع: 

عینی پور، جواد. (1403). وجدان و من آرمانی. دانشنامه روانشناسی. بازیابی از : www.dreynypour.blog.ir  

لئون کامین، روانشناس آمریکایی، با نظریه‌های خود در زمینه یادگیری و شرطی‌سازی به ویژه در مورد پدیده‌های یادگیری و تأثیرات آن بر رفتار شناخته شده است. او به طور خاص بر روی مفهوم "غلبه" و "وقفه" در یادگیری کار کرده است.

نظریه غلبه (Overcoming Theory)

کامین نظریه غلبه را به عنوان یک فرآیند توضیح می‌دهد که در آن یک محرک خاص می‌تواند بر سایر محرک‌ها غلبه پیدا کند. این غلبه زمانی اتفاق می‌افتد که یک جزء محرک خاص از نظر شدت یا ویژگی‌های جلب توجه، قوی‌تر از دیگر محرک‌ها باشد. به عبارت دیگر، اگر یک محرک خاص دارای ویژگی‌های شگفت‌انگیز یا جذاب باشد، احتمال بیشتری دارد که بر رفتار فرد تأثیر بگذارد و یادگیری را تسهیل کند.

تعریف و مفهوم

غلبه به پدیده‌ای اشاره دارد که در آن یک جزء خاص از محرک‌های ترکیبی بر دیگر اجزای آن محرک غالب می‌شود. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که یکی از عناصر محرک، به دلیل ویژگی‌های خاص خود مانند شدت یا جذابیت، توجه بیشتری را جلب کند و در نتیجه، یادگیری و شرطی‌سازی بیشتری را تسهیل نماید.

عملکرد

در شرایطی که چندین محرک به طور همزمان ارائه می‌شوند، اگر یکی از آن‌ها قوی‌تر یا شگفت‌انگیزتر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که ارگانیسم نسبت به آن پاسخ دهد. این پدیده به نوعی نشان‌دهنده این است که نه تنها وجود محرک‌ها بلکه ویژگی‌های خاص آن‌ها نیز در یادگیری مؤثر است.

اهمیت نظری

غلبه اهمیت زیادی در تبیین رفتارهای شرطی دارد زیرا نشان می‌دهد که چگونه یک محرک خاص می‌تواند بر دیگر محرک‌ها تأثیر بگذارد و یادگیری را تحت تأثیر قرار دهد. این مفهوم به ما کمک می‌کند تا بفهمیم چرا برخی از تجربیات یادگیری نسبت به دیگران بیشتر ماندگار می‌شوند.

پدیده وقفه (Blocking Phenomenon)

کامین همچنین بر روی پدیده وقفه تمرکز کرده است که به معنای ممانعت از یادگیری جدید در حضور یادگیری‌های قبلی است. این پدیده نشان می‌دهد که اگر یک ارگانیسم قبلاً با یک محرک خاص شرطی شده باشد، ممکن است نتواند به راحتی با محرک جدیدی که همزمان ارائه می‌شود، شرطی شود. این امر به دلیل وجود ارتباط قوی بین محرک قبلی و پاسخ‌های یادگرفته شده است.

تعریف و مفهوم

پدیده وقفه به معنای ممانعت از یادگیری جدید در حضور یادگیری‌های قبلی است. زمانی که یک ارگانیسم قبلاً با یک محرک خاص شرطی شده باشد، ممکن است نتواند به راحتی با محرک جدیدی که همزمان ارائه می‌شود، شرطی شود. این پدیده نشان‌دهنده این است که یادگیری‌های قبلی می‌توانند مانع از یادگیری‌های جدید شوند.

عملکرد

در آزمایشات انجام شده توسط کامین، موش‌ها تحت برنامه تقویت غذایی قرار گرفتند و سپس یک محرک جدید (مانند صدا) به همراه شوک الکتریکی ارائه شد. اگر موش‌ها قبلاً با یک محرک دیگر شرطی شده بودند، ممکن بود با شنیدن صدای جدید، پاسخ ندهند و در واقع یک منع شرکتی را تجربه کنند. این نشان‌دهنده این است که یادگیری‌های قبلی ممکن است مانع از ایجاد ارتباط جدید شوند.

اهمیت نظری

پدیده وقفه بر اهمیت تاریخچه یادگیری تأکید دارد و نشان می‌دهد که چگونه تجربیات گذشته می‌توانند بر توانایی ما برای یادگیری چیزهای جدید تأثیر بگذارند. این مفهوم همچنین در تبیین رفتارهای پیچیده‌تر و تعاملات بین محرک‌ها و پاسخ‌ها کاربرد دارد.

نتیجه‌گیری

نظریه غلبه و پدیده وقفه هر دو به ما کمک می‌کنند تا درک عمیق‌تری از فرآیندهای یادگیری داشته باشیم. این نظریه‌ها بر اهمیت ویژگی‌های محرک‌ها و تأثیرات آن‌ها بر رفتار تأکید دارند و به ما امکان می‌دهند تا روابط پیچیده بین تجربیات گذشته و یادگیری‌های جدید را بهتر بفهمیم.

طرحواره‌ها الگوهای فکری و عاطفی هستند که بر رفتار و احساسات افراد تأثیر می‌گذارند. در روانشناسی، به ویژه در نظریه طرحواره درمانی یانگ، انواع مختلفی از طرحواره‌ها شناسایی شده‌اند. این طرحواره‌ها به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: طرحواره‌های ناسازگار و طرحواره‌های سازگار. در ادامه به معرفی انواع مختلف طرحواره‌ها می‌پردازیم.

1. طرحواره‌های ناسازگار اولیه

این طرحواره‌ها معمولاً از تجربیات منفی در دوران کودکی نشأت می‌گیرند و می‌توانند به مشکلات عاطفی و رفتاری در بزرگسالی منجر شوند. برخی از این طرحواره‌ها عبارتند از:

  • طرحواره رهاشدگی: احساس ترس از ترک شدن یا تنها ماندن.
  • طرحواره بی‌اعتمادی / سوءاستفاده: احساس ناامنی و ترس از آسیب دیدن توسط دیگران.
  • طرحواره محرومیت هیجانی: احساس عدم توانایی دیگران در برآورده کردن نیازهای عاطفی فرد.
  • طرحواره نقص و شرم: احساس ناتوانی و شرم نسبت به خود.
  • طرحواره انزوای اجتماعی: احساس تنهایی و عدم تعلق به گروه‌های اجتماعی.
  • طرحواره کمال‌گرایی: نیاز به برتری و عدم پذیرش نقص.
  • طرحواره تنبیه: باور به اینکه باید به خاطر اشتباهات خود تنبیه شد.

2. طرحواره‌های سازگار

این طرحواره‌ها الگوهای مثبت و سالمی هستند که به افراد کمک می‌کنند تا با چالش‌ها بهتر کنار بیایند و روابط سالم‌تری برقرار کنند. برخی از این طرحواره‌ها شامل:

  • طرحواره خودکفایی: احساس توانایی در مدیریت زندگی و مشکلات.
  • طرحواره تعلق: احساس ارتباط مثبت با دیگران و وجود حمایت اجتماعی.

3. طرحواره‌های خاص

در کنار دسته‌بندی‌های کلی، برخی طرحواره‌ها نیز وجود دارند که به ویژگی‌های خاص شخصیت اشاره دارند:

  • طرحواره بازداری هیجانی: عدم توانایی در ابراز احساسات و هیجانات.
  • طرحواره معیارهای سخت‌گیرانه: انتظار بالا از خود و دیگران که منجر به فشار روانی می‌شود.
  • طرحواره منفی‌گرایی: تمرکز بر جنبه‌های منفی زندگی و عدم لذت از آن.